اولین هتل صخره ای جهان ،هتل کندوان


 

اولین هتل صخره ای جهان ،هتل کندوان

در فاصله ۲۲ کیلومتری جنوب شرقی اسکو و ۶۲ کیلومتری شهر تبریز در میان دره ای سرسبز و باصفا ٬از پیچ جاده که میگذری ناگهان با یکی از شگفت انگیز ترین روستاهای ایران روبرو میشوی. روستای کندوان با خانه های هرمیش در دل صخره های سنگی و سخت کوه سهند و با پنجره های کج و کوله و رنگیش پیشینه ای ۸۰۰ ساله دارد. 

 روستایی که در طی قرنها مأمن فرهادان گمنام کوه کنی بوده که بی نام و نشان این کوه های سربه فلک کشیده سهند را با دستانی خالی تراشیده اند تا امروز برای ما ایرانیان مظهر افتخاری به حساب آید که صاحب یکی از شگفتیهای دنیا هستیم.

 

 واژه کندوان از لفظ «کندو» میاید که به نوع معماری خانه های روستا برمیگردد.این خانه های کله قندی همچون سلولهای کندو زنبور عسل ساخته شده اند. البته فرم اولیه آنها به صورت طبیعی و بر اثر فوران آتشفشانهای کوه سهند ایجاد شده که این گدازه ها بر اثر قرنها برروی هم سرد و سخت و  کله قندی شده اند.

  

وجود چشمه های زیبای آب معدنی برای بیماران کلیوی و آرامش و سکوت کوهستان به اضافه هوای بسیار پاک ٬گردشگران بسیاری را سالانه به سوی  این محل میکشاند.مراتع سرسبز عشایری فضای مناسبی را برای پرورش زنبور عسل و کشت گیاهان دارویی فراهم کرده که همین یک نوع محل درامدی برای روستاییان محسوب میشود.

  

همچنین صنایع دستی مانند بافت گلیم و جاجیم و شالهای رنگین و زیبا نیز یکی دیگر از اشتغالات زنان کندوان محسوب میشود.

  

معماری این ساختمانها به قرن ۷ و ۸ میلادی میزسد اما پروفسور دیوید رول باستان شناس مشهور انگلیسی قدمت کندوان را به دوره غارنشینی نسبت میدهد.اما نخستین جامعه انسانی پس از حمله مغولها و در قرن ۷ بود که از سمت روستای حیله ور به اینجا کوچ کردند

 

کندوان جزو سه روستای شگفت انگیز دنیاست که توجه گردشگران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است به طوری که سالانه ٣٠٠ هزار گردشگر از این روستای تاریخی بازدید می کنند.

برخی از باستان شناسان قدمت این روستا را به دوره های پیش از اسلام نسبت می دهند. در دل این تپه های

بلند که ارتفاع بعضی از آن ها به ۴٠ متر می رسد آغل، انبار و اتاقک حفر شده که بسیار دیدنی است و ضخامت جنس و طبقات تپه ها و مخروط ها از نوع اینمبریت و لاهار است که بر اثر مخلوط شدن مواد آتشفشانی سهند با گل و لای حاصل از باران سیل آسا به وجود آمده است. تشکیلات طبقات بر روی آبرفت قدیمی واقع شده و رودخانه کندوان بیش از ١٠ متر از آن را حفر کرده و پایین برده است.

کرانه های مخروطی شکل دامنه کوه های سهند برای گردشگران داخلی و خارجی یادآور بهترین مناظر طبیعی و تاریخی ایران است چرا که این دامنه روستای تاریخی و توریستی کندوان را در دل خود جای داده است. جاذبه های این روستای تاریخی به گونه ای است که مشاوران سازمان بین المللی گردشگری از دیدن آن به وجد آمدند و کندوان را یک اثر جهانی دانستند.

 

دره شمالی جنوبی سرسبز کندوان یکی از خوش آب و هواترین و زیباترین نقاط کوهستانی ایران به شمار می رود که علاوه بر نهر نسبتا بزرگ دارای چشمه های آب معدنی نیز هست که خواص پزشکی زیادی از جمله دفع سنگ کلیه دارد. معماری صخره ای حاکی از صحنه های مبارزه وجدان انسان با طبیعت و در خدمت گرفتن صخره های طبیعت است.

 

به یادماندنی ترین ویژگی کندوان سیمای کالبدی آن است، طبیعت در این بخش از کوهستان سهند، هنرنمایی خود را به شکل صخره ای سنگی دوک مانند در برابر چشم آدمیان نهاده است و آدمی از زمانی که به روزگار ساسانیان می رسد با کندن و حفاری کردن این دوک های سنگی، یکی از دیدنی ترین و کم مانندترین نمونه های معماری را باز آفریده است.

 

نخستین کسانی که کندوان را شکل داده اند با کندن مکان های بایسته زندگی خود در دل سنگ ها بی آن که سیمای طبیعت را برای رسیدن به خواسته خود دگرگون یا ویران کنند، دست به آفرینشی زده اند که نشان از فرهنگ بسیار والای زیست گروهی دارد. در تاریخ این منطقه، این گونه نقل شده است که نخستین کسانی که به کندوان پا گذاشته اند، ساکنان روستایی به نام حیله ور- که در دو کیلومتری غرب کندوان واقع بوده است- بوده اند که در قرن هفتم هجری برای در امان ماندن از حمله مغول ها به دشتی در مقابل کندوان فعلی مهاجرت کرده اند و در طول مدت زمانی به تدریج درون کران ها را حفاری کرده و پناهگاهی امن برای خود ساخته اند. از شگفتی های دیگر روستای کندوان، آب چشمه های آن است. گفته می شود آب کندوان برای درمان سنگ کلیه موثر است.

  

کندوان علاوه بر این ها به خاطر لبنیات مرغوب و عسل طبیعی اش نیز شهرت دارد. مراتع سرسبز کوه های سهند از مهم ترین مراکز دامداری و دامنه های اطراف کندوان یکی از بهترین نقاط پرورش دام در ایران به شمار می رود.

کندوان سومین روستای صخره ای جهان است که دوتای دیگر یکاپادوکیای ترکیه و دیگری داکوتای آمریکاست اما این روستا تنها روستای صخره ای جهان است که هنور مردم در آن ساکنند و زندگی درآن جریان دارد.

 

مسجد روستا با ستون‌های سنگی دارای ۵ طبقه است  که از یک طبقه آن برای نماز استفاده می‌شده و باقی طبقه‌ها برای امور دیگر. مسجد تقریباً ۱۰ سال است که در حال مرمت و بازسازی است، اما هنوز کار تعمیر آن به پایان نرسیده و در حال حاضر فقط مردان از آن استفاده می‌کنند. کران مسجد یکی از بزرگ‌ترین کران‌های روستا است.

 

داخل خانه ها کوچک و ساده اما تمیز است. هر کدام به فراخور صاحبش چند اتاق کوچک دارد که با طاقچه و پرده و چند پشتی تزیین گشته است. خانه ها عموما چند طبقه هستند. طبقه اول برای آغل حیوانان تعبیه شده و طبقه بعدی برای سکونت آماده میشود. خانه ها مانند روستاهای دیگر تپه ای٬ به صورت پلکانی هستند و کوچه های باریک با شیب تند آنها را به هم متصل میکند.

 

ثبت کندوان در فهرست آثار ملی ایران

 

بافت قدیمی ترین روستای کندوان که یکی از زیباترین و منحصر به فردترین روستاهای تاریخی کشور و تنها روستای زنده صخره ای محسوب می شود، هم اکنون با ساخت و سازهای جدید در این روستا که متفاوت با بافت گذشته است با تهدیدی جدی رو به رو شده است.

وجود آب معدنی، خانه های منحصر به فرد، دره های سرسبز و خرم، آب و هوای مطبوع و لبنیات و عسل مرغوب کوهستان، سبب جذب تعداد کثیری مسافر از نقاط دور و نزدیک به این روستا به خصوص در فصول مساعد سال می شود. این روستا به سبب ویژگی معماری صخره ای و بافت مخصوص آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. توده ها و گدازه های مذاب آتشفشانی، به وسیله باد، برف و باران در طی هزاران سال متمادی شکل گرفته و به این فرم در آمده است. کران ها در تابستان ها خنک و در زمستان ها گرم می باشد.

 

وضعیت کنونی بیشتر به معجزه طبیعی شباهت دارد. چنین حدس زده می شود که حمله مغول ها مردم را به این روستای صخره ای کشانده است.

این روستا طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٧۵،١٣٧ خانوار و ٧۵٠ نفر جمعیت دارد که به کار کشاورزی و دامداری و صنایع دستی اشتغال دارند. آن چه به کندوان هویت باستانی داده وجود ١١٧ خانوار و منزل مسکونی در درون توده های مخروطی و هرمی شکل صخره ای است. در واقع تداوم زندگی فعال و پویا در این روستا مشخصه بارز آن است.

روستای کندوان دارای مسجد، حمام، مدرسه و آسیا می باشد و کران مسجد یکی از بزرگ ترین کران های روستا را تشکیل داده است. به دلیل شکل مخروطی خاص، اغلب کران های دارای طبقات مختلف، از داخل با یکدیگر ارتباط ندارند، کران ها عموما دارای دو طبقه بوده و در بعضی موارد سه و حتی چهار طبقه نیز در آ نها ایجاد کرده اند.

ارتباط طبقات بالایی کرانها با خارج، از طریق پلکان های بسیار زیبایی از بدنه خود کران تامین شده است. طبقه هم کف، اکثرا اسطبل بوده است و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده می شود. در بعضی موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نیز استفاده می شود. آبریزها اکثرا در کنار معابر و در خارج از کران ها و محیط مسکونی قرار دارند و هر چند خانواده به طور مشترک دارای یک آبریز هستند. آبریزها اکثرا دارای چند محل نشیمن و انباره می باشد که بستگی به شیب زمین دارد. به خاطر قطر و ضخامت زیاد کران ها، ایجاد نورگیر در طبقات پایین کار بسیار مشکلی است، بدین مناسبت نورگیرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شکل شطرنجی و در آن ها قطعات کوچک شیشه تعبیه شده است. شیارهای متعدد در روستا کران ها را از یکدیگر جدا و شکل طبیعی کوچه های روستا را ایجاد کرده است. روی بعضی شیارها پل هایی از چوب ساخته اند که کرانی را به کران دیگر مربوط می کند.

آثار معماری صخره ای در اغلب نقاط جهان به چشم می خورد که در اکثر آن ها اکنون دیگر سکنه ای زندگی نمی کند ولی معماری صخره ای از نوع کندوان فقط در یک منطقه دیگر در روی زمین ایجاد شده و آن در دره زیبای گورمه ترکیه است.

هتل ۵ ستاره بین المللی کندوان

 

هجوم گردشگران برای مشاهده این روستای تاریخی ایران، باعث شده است تا یک شرکت گردشگری اقدام به تاسیس یک هتل ۵ ستاره بین المللی به نام لاله کندوان کند.

  

هتل لاله کندوان در اسفند ماه سال ٨۵ با حضور رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نمایندگان مجلس و جمعی از مسئولان اجرایی افتتاح شد. این هتل ١٠ سوئیت اقامتی دارد که ظرفیت آن اکثر اوقات صد درصد اشغال است. فاز اول نخستین هتل صخره ای جهان « کندوان» بیش از ۵٠٠ میلیون تومان هزینه داشته است. در فاز دوم قرار است ٣٠ سوئیت دیگر به آن اضافه شود.

  

برای سهولت تردد گردشگران، مسیر اسکو – کندوان در حال تعریض است. در مدخل ورودی کندوان باجه اخذ عوارض برای توسعه کندوان نصب شده است اما در زمان حضور خبرنگار خراسان این باجه غیر فعال بود. قرار است با تامین اعتبار لازم از سوی وزارت کشور، بافت جدید روستای کندوان از بافت صخره ای آن جدا شود.

  

مسئولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان شرقی می گویند: عقیده داریم که زندگی باید در خانه های صخره ای این روستا وجود داشته باشد ولی بافت جدید آن در نقطه دیگری ساخته شود تا به هویت و نمای ظاهری آن لطمه وارد نکند. به گفته وی در ترکیه و آمریکا با انتقال ساکنان خانه های صخره ای به نقطه ای دیگر، آن مناطق به روستاهایی مرده تبدیل شدند و در حال حاضر کندوان تنها روستای زنده صخره ای جهان است که زندگی طبیعی مردم در آن جریان دارد.

 

با این که بسیاری از ساکنان این روستا نسبت به حضور گردشگران کنجکاو، راضی به نظر نمی رسند چرا که آن ها را مزاحم خود می دانند اما برخی از آن ها نیز از این موضوع خوشحالند چرا که ورود گردشگران باعث رونق کسب و کار شده و اشتغال زایی کرده است. ناراحتی آن افراد معدود هم از این است که گردشگران می خواهند به داخل خانه ها بروند و زندگی آن ها را ببینند.

 

آن ها می گویند این جا نمایشگاه نیست این جا خانه و کاشانه آن هاست و در آن زندگی می کنند. از سوی دیگر معمولا گردشگران هر یک دوربینی به دست دارند و از خانه و افراد خانواده عکس و فیلم می گیرند. مناسب ترین منظره و چشم انداز برای مشاهده کندوان، بلندی های ضلع مقابل رودخانه است و رفتن به این منطقه می تواند بدون هیچ مزاحمتی برای اهالی کندوان، کل روستا را در معرض دید گردشگران قرار دهد. با این وجود افرادی در روستا به عنوان راهنما هستند که علاوه بر راهنمایی توریست ها خانه خود را نیز به آن ها نشان می دهند و از این راه درآمدی هر چند اندک کسب می کنند یکی از همین راهنماها اجازه داد خبرنگار خراسان از منزلش بازدید کند. داخل خانه دو اتاق خواب داشت، جایی در دل اتاق اول برای گذاشتن تلویزیون کنده شده بود، کف حیاط این خانه پشت بام منزل پایین دستی است.

  

همه پوشش ها و زیراندازهای خانه اعم از فرش ها، گلیم ها، پالازها، چهل تکه ها و پرده ها محصول دستان هنرمند زنان روستاست. بیشتر آشپزخانه ها در کندوان، به علت نبودن دودکش و فضای کافی در محوطه داخل خانه ها و برای پرهیز از دود تنور، بیرون کندوها و در دامنه های کوه ساخته شده اند.

بیشتر زنان روستای کندوان باسواد هستند و درصد بی سوادان این روستا حتی از تبریز هم کمتر است.

    

 ضرورت توجه بیشتر به کندوان

 

کندوان با وجود همه ویژگی هایی که گفته شد یک روستای به شدت محروم است، شاید به این دلیل که از ظرفیت های آن به درستی استفاده نمی شود.

با وجود این همه گردشگر داخلی و خارجی می توان این روستا را به یک روستای آباد با ده ها مرکز اقامتی و سیاحتی تبدیل کرد، محصولات لبنی و دامی و باغی این منطقه می تواند با شکل بهداشتی تولید، فرآوری، بسته بندی و به فروش برسد. می توان کارخانه تولید آب معدنی و دوغ در منطقه احداث کرد.

شاید اگر کندوان در هر کشور دیگری بود سالانه میلیون ها درآمد ارزی برای آن کشور به همراه داشت. اما کندوان ایران هنوز با مشکلاتی به سختی صخره هایش دست و پنجه نرم می کند. کسی چه می داند، شاید عده ای فکر می کنند همین محرومیت و شبیه بودن زندگی این آدم ها به دوران غارنشینی بشر است که جذابیت دارد و باعث جذب گردشگر می شود.

به نقل از: goonagoon.nasseh.ir

 افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

ریتم در معماری

ریتم به تکرار منظم یا هماهنگ خطوط، اشکال، فرمها یا رنگها گفته می شود، و شامل نظریه بنیادی تکرار است که به عنوان تدبیری برای سازماندهی فرم ها و فضاها در معماری محسوب می شود. تقریبا تمامی انواع بناها از اجزائی تشکیل شده اند که بالطبع تکرار می گردند. تیرها و ستونها تکرار می شوند تا دهنه های تکراری سازه و مدول های فضا را تشکیل دهند. درها و پنجره ها به طور مکرر سطح بنا را سوراخ می کنند تا ورودی نور، هوا، مناظر و مردم را به ان میسر سازند. تکرار فضا ها اغلب برای تامین نیاز های عملکردی مکرر یا مشابه در برنامه ی بنا حاصل می شود.

ریتم در معماری


ساده ترین شکل تکرار نوع خطی ان است که از اجزای زیادی تشکیل می شود در هر حال برای این که اجزا به طریقه ی تکرار دسته بندی شوند لازم نیست کاملا مشابه باشند انها ممکن است دارای یک خصیصه مشترک یا یک مخرج مشترک باشند ودر عین حال که تک تک منحصر به فرد هستند متعلق به یک خانواده باشند
خصوصیات فیزیکی که بر اساس انها فرم و فضا های معماری می توانند به طریقه تکرار سازماندهی شوند :
اندازه شکل خصو صیات جزییات

در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تکرار تغییر و حرکت عناصر بصری در فضای تجسمی به عبارت دیگر تکرار منظم ومتوالی یک عنصر تصویری ضرب اهنگ بصری را بوجود می اورد.

 

به طور کلی ریتم چهار دسته ضرب اهنگ بصری را می توان نام برد:

۱)تکرار یکنواخت: در این نوع ضرب اهنگ یک تصویر به طور یکنواخت و به صورت متوالی تکرار می شود
این ریتم باعث نوعی نوعی حرکت و عکس العمل خود به خودی شده وتوجه مخاطب را به دنبال خود هدایت می کند اما به واسطه عدم تنوع تاثیری منفی نیزدر پی دارد و پس از مدتی ملال اور و کسالت بار خواهد شد.

۲) تکرار متناوب: در این ضرب اهنگ یک عنصر بصری تکرار می شود اما تکرار ان با تغییرات متنابی متنوع خواهد شد به طوری که در هر مخاطب همواره نوعی انتظار برای تکرار دارد

۳) تکرار تکاملی: در این نوع ضرب اهنگ یک تصویر ویا یک عنصر بصری از یک مرتبه و حالت خاص شروع می شود و به تدریج با تغییراتی به وضعیت و یا حالتی تازه تر می رسد. به طوری که نوعی رشد وتکامل را در طول مسیر تغییرات خود دنبال می کند .مانند ماه

۴)تکرار موجی: در این نوع ضرب اهنگ که عمدتا با استفاده از حرکت منحنی سطوح و خطوط به وجود می اید و از نوعی تناوب هم بر خوردار است نمونه کاملی از ضرب اهنگ تجسمی است .مانند شن های صحرا
ریتم وسکون
تعریف ریتم : به عنوان یک قاعده کلی ، بر اساس تکرار عناصر درفضا و زمان شکل می گیرد.
در معماری : ساده ترین نوع آن تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است.
سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله ها ، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده ، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد.
ریتم در طراحی
با بریدن چند قطعه مقوای متفاوت از لحاظ رنگ و اندازه مستطیل و مربع و مثلث،و ترکیب آنها در داخل کادر انواع ریتم ها را تجربه کنید.علاوه بر موارد فوق ،تجمع و تراکم اجزا نیز می توانند عاملی برای به وجود آوردن ریتم باشند.درختی که در طبیعت مشاهده می کنیم برگهای درهم و انبوهی دارد،لیکن نظم و ریتمی در تمام اجزا و در کل درخت حاکم است که از لحاظ زیبایی شناسی ،چشم را خسته نمی کند و تنوعات گوناگونی را از تمام ابعادی که تا کنون بررسی کردیم در نظر می آورد.اگر همین دیدگاه و هدف را در حین چیدن اجزای طبیعت بیجان در کنار یکدیگر حفظ کنیم ،می توانیم به ترکیب بندی خوب با ریتمی مناسب دست یابیم.

ریتم را می توان مکمل مبحث کادر و تعادل و توازن در یک اثر هنری دانست. چنانچه در حین طراحی به تمامی عوامل یاد شده یعنی ریتم،تعادل ،توازن توجه داشته باشید،می توانید نمونه های قابل توجهی از ترکیب بندی های آگاهانه را ارائه دهید.ترکیب بندی ،علاوه بر نظم میان اشیاء در طبیعت بیجان ،شامل نظم میان افراد یک یا چند نفر در یک کادر نیز می گردد .

معماری – ریتم – موسیقی

معماری مدرن میباشد. گمان میکنم این بطور حتم راز موسیقی است که ساختار عملکرد، هرچند که ما میگوییم ساختار و محتوی خیلی مشابه و همانند میباشد. محتوی مملو از احساسات و ساختار موسیقی خیلی بهم نزدیکند. بنابراین همیشه نوعی ارتباط عجیب بین معماری و موسیقی از ابتدا وجود داشته.”. “من به ساختمان نگاه نمیکنم. حتی یک نگاهم بهش نمی اندازم. به این دلیل که من واقعا برای یک ساختمان خاص موسیقی نمیسازم. این ایده است نه ساختمان واقعی که نتیجه شده آن است.

این ایده است که فضای معماری و موسیقی، به نوعی همدیگر را تکمیل میکنند.”.
“زمانیکه از من خواسته میشود چنین کاری انجام بدهم غافلگیر نمیشوم،
زیراکه سالهاست که با ان روبرو شده ام. من احساس و نظری دارم،
سعی نمیکنم برای فضا موسیقی بسازم؛ این کار تقریبا غیرممکن است.
ترجیحا خارج از یک احساس خویشاوندی با معمار موسیقی میسازم، به
زبان مشترک و روشی واقعی یا که با استراتژی مشابه و تقریبا با زبان
متفاوت کارمیکنیم؛ فکر میکنم روش بهتری برای ارائه دادنش خواهد
بود.”.

“زمانیکه با یک فیلمساز کار میکنم، به اصول و مواد بصیریش نگاه میکنم. موسیقی ساختار فیلم را جز به جز بیان میکند. ما نمیتوانیم بگوییم که موسیقی ساختار ساختمان را جز به جز بیان میکند. آمیزش با معماری با اینکه خیلی باشکوه و غنی است ولی خیلی تنگاتنگ نیست.”. “در خواست ساختن اهنگ برای موزه هنر میلواکی تلفنی انجام شد ومن هم قبول کردم. هیچ عکس و ترسیمی از آن ندیدم. خیلی ساده، آنها چیزی برایم نفرستادند.

این مورد اغلب اتفاق میافتد. قطعه ای برای موزه آلمان ساختم که هرگز ندیده بودمش تا زمانیکه به آنجا رفتم. من برای افتتاح موزه جدید در کلمبوس اوهایو، مرکز وکسنر طراحی شده توسط پیتر آیزنمن موسیقی ساختم. هیچ کسی برای من نقشه های آنجا را نفرستاد.” “من با ریچارد سرا کار میکنم. ما اتاقی را باهم ساخته بودیم جاییکه موسیقی و فضا مناسب همدیگر بودند، این یک پروژه خاص بود”

“مشکل اینجاست زمانیکه آنها به آهنگساز فکر میکنند که کار
تمام شده. فقط در زمانهایی که هنرمند در مراحل آغاز طراحی
بوده است من قادر به همکاری بوده ام مانند آنچه با ریچارد سرا
انجام داده ام. حالا من در این موقعیت مسخره هستم، جایی با
فرانک گهری. من فرانک را بخوبی میشناسم و تمایلش نسبت به
طراحی سالن اپرا، من قصد دارم در این سالن که او ساخته،
کاری اجرا کنم. من از ۲۰ سال پیش اورا میشناسم، این خیلی
جالب توجه خواهد بود، ما می‌تونیم راجع به

آن صحبت کنیم. موضوع آزار دهنده این است که همکاری واقعی از زمانی آغاز شده است که آنها به آهنگساز فکر کرده اند و این خیلی دیر است.”. “من مایلم همکاری درست و از ابتدای طراحی با یک معمار داشته باشم و مایلم این کار به زودی را با فرانک، اگر بخواهد و یا شخص دیگری انجام دهم”.
فیلیپ گلاس
گوته:
گوته روزی گفته بود: « یک فیسلوف برجسته، از معماری به مثابة ” موسیقی منجمد ” سخن می گوید .ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند. به اعتقاد ما این اندیشه واقعاً زیبا را نمی توان بهتر از نامیدن معماری چونان موسیقی “خاموش ” بیان کرد» .
ریتم موجود در اپرای سیدنی

به هر حرکتی که از الگویی تکرار شونده از عناصر
یا نقوش به صورت منظم یا نا منظم تکرار شده باشد
ریتم گفته میشود. این ریتم میتواند ناشی از دید ما باشد
که به دنبال عناصر تکراری ترکیب می رود و یا
ناشی از جسم ما که به دنبال عبورکردن از یک توالی
فضائی است. ضمنا ریتم شامل نظریه بنیادی تکرار
هم میباشد که در معماری برای سازماندهی طبیعی

تکرار شوند هستند ساخته میشوند. نظریه تکرار تیرها و ستونها-دهانه های سازهای تکراری و…

عناصر موجود در یک ریتم نا منظم بر طبق موارد زیر گروه بندی می شود. نزدیکی یا مجاورت انها نسبت به هم ویژگی های بصری مشترکی که انها نسبت به هم دارند. اصل تکرار برای سازمان دهی عناصر تکراری در یک ترکیب از هر دو مفهوم بصری که در بالا گفته شد استفاده می کند. در ساختمان اپرای سیدنی از این ویژگی معماری استفاده شده است و تکرار یکی از ویژگی های بارز این بنا

میباشد که { همانند موجهای دریایی توالی دارد.} در ساختمان اپرای سیدنی از توالی غلافها برای به وجود اوردن فضاها استفاده شده است.
طراح وطرح اپرای سیدنی
از میان ۲۲۲ طرح ارائه شده برای ساختمان اپرای سیدنی طرح معمار دانمارکی ((جوئرن آتزن)) مورد تصویب قرار گرفت. جنبه های اقتصادی-خلاقیت وانقلابی بودن طرح موجب پیروز شدن طراح شد وهمین جنبه های طرح- ساختمان اپرای سیدنی را به یکی از شاخص ترین کارهای معماری دنیا تبدیل کردند. ایده (اتزون) این بود که ساختمانی بسازد که اینه تمام نمای بادبانهای کشتی ها- امواج اقیانوس و نماد واضحی از صدف های دریا یی باشد.

(مشاهده طرح اولیه) از انجا که طرح اولیه از نظر جنبه های سازه ای ان قابل اجرا نبود- در سال ۱۹۶۲ با طرح جدید مهندسی سقف های صدفی شکل شروع وتا ۱۹۶۷ ادامه یافت.
اپرای سیدنی پس از ۱۴ سال عملیات اجرایی ساخته شد- ساختمان اپرای به دلیل اکوستیک قوی ان-که امواج صوتی را در کمتر از۲ ثانیه مستهلک می کند- شهرت دارد.
ریتم موسیقی فضا
مصداق مفاهیم وحدت و کثرت را در مورد فراگردهای گسترشی جهان (منجمله در مورد روند حرکت انسان پیاده در فضا) می توان بررسی کرد. حرکت انسان مانند هر فراگیرد دیگر، به صورت کل یا مجموعه پویشی است که از تکرار یک واحد (قدم ) به صورت کثرت (قدم ها) شکل می گیرد. به بیان دیگر فراگرد حرکت یعنی قدم زدن، مبین کثرتی است، متکی بر واحدی جزیی چون قدم .

هر گونه پویشی مانند این که از تکرار واحدی در بطن زمان شکل بگیرد، متضمن تصور «ریتم » یا پریود است (چه در موسیقی و چه در هر پویش و گسترشی که بر مبنای تکرار واحد استوار باشد) در این مورد نظریه ای وجود دارد که موسیقی و آواز، اولین بار بر اساس ریتم کار دست جمعی به وجود آمده است . ا. ح . آریان پور در کتاب خود «جامعه شناسی هنر» چنین می نویسد: «… گروهی به کار دست می زنند، از آن میان یکی به تناسب حرکت کار، برای خود زمزمه می کند چون این گروه در کار – از هماهنگی و همکاری برخوردارند، زمزمه او توجه

دیگران را به خود می کشد… سپس دیگران با حرکات بدن و صدای خود او را همراهی می کنند. به این طریق زمینه یک آهنگ، یک شعر و یک رقص فراهم می آید و بر اثر تکرار، تصحیح و تثبیت می شود…..». به این ترتیب ما ریتم هایی از جنبش های «بیانی » مختلف داریم . (از جنس حسی، بصری، صوتی و غیره ) این ریتم ها می توانند با یکدیگر تلفیق شوند. یعنی بر یکدیگر و بر حرکات عملی انسان منطبق گردند و به عنوان تنظیم کننده و رهبری کننده حرکات عمل نمایند.

تأثیر هماهنگ شده عوامل مختلف چون نور و صدا، و غیره می تواند با حرکات عملی، تلفیق شده و موجب پیدایش احساس زیبا در شخص گردد. در یک بیان معمارانه، فواصل منظم سایه و روشن فضا می تواند با «ریتم مشخص » بر حرکات انسان در فضا منطبق شود. این انطباق، منظم کننده و رهبری کننده آن حرکات در فضا است . به عنوان مثال از یک حرکت «ریتمیک» متشکل از نور و تاریکی در رابطه با حرکت انسان، می توانیم قدم زدن در کنار یک ردیف ستون، یک ردیف درخت، ردیف

نورگیری های سقفی یا معبری که در شب با چراغ به فواصل معین روشن شده را تصور کنیم . همین طور تعدادی دهنه های ثابت قوس ها وگنبدها که باعث ایجاد یک جریان متناوب فضایی می شوند. این تعبیری است از در برگرفتن موسیقی در معماری به اتکاء ادراکی از مفهوم موسیقی «ریتم فضا».
ریتم و چگونگی آن در بناهای مختلف

استفاده از یک شکل هندسی برای ایجاد ریتم
اسفاده از یک شکل ناهمگون وایجاد ریتم

تکرار عناصر مشابه= دایره – مربع – مستطیل
تکرار مثلث قائم زاویه در پوسته رویی و تکرارمستطیل در پوسته زیری
تکرار ستون در نما
تکرارفرم مستطیل به عنوان پلان( سایت مجموعه)
تکرار فرم حباب و ایجاد ریتم متناوب
ریتم موجود در طبیعت
تکرار ستونها وایجاد ریتم
تکرار ستونهای سنگی

به نقل از: memarblog.com

 افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

سبک آذری

آذری، سبکی در معماری اسلامی ایران منسوب به آذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی ـ مغول و مقارن با دوره حکومت ایلخانان بر ایران (۶۵۴-۷۳۶ق/۱۲۵۶-۱۳۳۶م) است. پژوهشگران تاریخ هنر و معماری، غالباً دوران ۱۴۰۰ ساله هنر و معماری ایران بعد از اسلام را به سلسله‎های مهم حکومتی نسبت داده و جز تنی چند از اینان چون زکی محمد حسن و ارنست کونل غالباً بی‎هیچ توضیحی از به کار بردن واژه سبک، که اصطلاحی است فنی، تن زده‎اند. تنها ویلبر در تعلیل این نکته نوشته: چون فرمانروایان این روزگاران فقط پشتیبان و فراهم‎کننده زمینه پیشرفت معماری بودند نه آفریننده آن، به جای به کار بردن واژه سبک، از عنوان سیاسی استفاده می‎شود.

 گرچه او خود در جای جای کتابش تعبیرات سبک مغول، سبک ایلخانی و گاه سبک معماری دوره ایلخانی را به کار برده است. در میان این پژوهشگران محمدکریم پیرنیا، نخستین ‎بار در ۱۳۴۷ش در مقاله سبک ‎شناسی معماری ایران آگاهانه واژه سبک را به کار برده و به منظور به دست آوردن نامهایی منطقی و مناسب برای چند بنا که به یک سبک ساخته شده ولی نامهای مغولی، تیموری، قراقویونلو و نظایر آن گرفته، اصطلاحاتی نو در پژوهش تاریخ معماری ایران بعد از اسلام عرضه کرده است. وی به پیروی از سبک ‎شناسی شعر فارسی، سبکهای معماری را به زادگاههای آنها نسبت داده و نامهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی را در معماری پیشنهاد کرده است. با توجه به مشخصات تاریخی، جغرافیایی، ویژگیهای معماری و بناهای بازمانده منسوب به سبک آذری می‎توان آن را بر معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانی (مغول) منطبق ساخت. به نظر پیرنیا پس از استقرار هولاکو در مراغه (۶۵۷ق/۱۲۵۹م) معماری ایران جان تازه‎ای گرفت و سبک آذری در پی دگرگونی هایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دوره سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (۸۰۷-۸۵۰ق/۱۴۰۴-۱۴۴۶م) را پدید آورد. از این سخن پیرنیا و قراین دیگر در دو مقاله وی، چون ذکر مقبرۀ، شیخ‎صفی الدین اردبیلی و مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از آثار دوره پس از ایلخانی آشکارا برمی‎آید که او سبک آذری را بر معماری دو دوره ایلخانی و تیموری منطبق می‎سازد. درحالیکه غالب پژوهشگران، هنر و معماری دو دوره مغول (ایلخانی) و تیموری را جدا از یکدیگر و به‎سان دو دوره مختلف به بحث کشیده‎اند. حتی کونل که از این دوره به عنوان، سبک ایرانی ـ مغول، گفت ‎وگو کرده، اشاره دارد که این دو دوره متوالی با فاصله زمانی کوتاه قابل تشخیص است. به عقیده وی در دوره نخست که مربوط به ایلخانان است عنصر مغولی بر کارهای هنری ایران تأثیر می‎گذارد و در دوره دوم که عنصر مغولی در فرهنگ ایران حل و هضم می‎شود سبک تیموری ارزش و اعتبار می‎یابد. اما به هر حال باید این واقعیت را در اینجا پذیرفت که گرچه دوره ایلخانی با مرگ ابوسعید آخرین پادشاه مقتدر این سلسله در ۷۳۶ق/۱۳۳۵م پایان می‎یابد، ولی چون مرگ او نه در فعالیت ساختمانی وقفه ایجاد کرد و نه در سبک معماری، ساختمانهای بقیه سده ۸ق/۱۴م را نیز می‎توان جزو این دوره و سبک به شمار آورد.
 

وجه تسمیه:پیرنیا به وجه تسمیه این سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این توضیحات می‎توان به علت این نامگذاری پی برد. این سبک با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود پدید آمد و به حق نام آذری گرفت. اما وی روشن نمی‎سازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام آذری گرفته و در کدام متن کهن یا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به معماری بومی آذربایجان در نوشته‎های دیگر پژوهشگران بی‎سابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفت ‎وگو از مقابر مراغه، که در نیمۀ دوم قرن ۶ق/۱۲م (پیش از یورش مغول) ساخته شده‎اند تعبیر نوع ساختمان های آذربایجان و معماری آذربایجان را به کار برده است. همچنین وی در گفت ‎وگو از آرامگاه الجایتو (سلطان‎محمد خدابنده)، مهمترین اثر معماری عصر ایلخانان، به ابنیه پیشین آذربایجان و معماری قدیمی آذربایجانی، عنایت داشته است.
 

خاستگاه:برخی از محققان چون عباس اقبال ماعتقاد دارند، روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گردید، تاثیرات متقابلی در معماری جهان اسلام داشته است. یکی شکل گنبدها که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده و دیگری رنگ آبی شفاف در کاشی‎کاری و پوشاندن خارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. بخصوص بعضی از بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از دور هیات چادرها یعنی یورت های مخصوص اسلات را دارد. تاثیر شکل یورت ها در مقبره مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه از همه‎جا نمایان‎تر است. ارنست کونل نیز از سرازیر شدن سیل‎وار طرح هایی از شرق آسیا به ایران و کشورهای مجاور و تاثیر عنصر مغولی بر هنر ایران در روزگار ایلخانان سخن گفته است. ولی افزوده، ابداعات و تکامل گذشته آن، آن قدر نیرومند بود که در مقابل این خطر بتواند استقامت کند. در واقع نوع برج در ابنیه دوره سلجوقی به همان شکل باقی ماند. بطور مثال قبر دختران هلاکو در مراغه، درست همان سبکی را دارد که در مقابر نخجوان رعایت گردید. در برابر این نظرات، کارل دوری عقیده دارد که در معماری این دوره (ایلخانان) به‎طور کامل آنچه سلجوقیان به‎طور سنتی توسعه داده بودند، پذیرفته شد و طرح های مسجد و مدرسه سلجوقی بدون تغییر چشمگیری اجرا می‎گردید. آرامگاه مادر دختر هولاکو در مراغه شبیه به معماری آل سلجوق است. سخنان گدار با صراحتی بیشتر نظر پژوهشگرانی چون اقبال را مردود می‎سازد. وی شیوه ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دوپوشه را که از آغاز دوره مغول معمول گردید دنباله شیوه ساختمانی دوره ساسانیان معرفی می‎کند و می‎نویسد: این شیوه در دوره سلجوقیان نیز گاه به کار رفته و همچنان تا دوره مغول تداوم یافته است. وی حتی آشکارا مقبره سلطان ‎سنجر و بنای گنبددار سنگ بست و گنبد هارونیه را، که هر سه در خراسان و از دوره سلجوقی‎اند، به عنوان الگوهای گنبد سلطانیه و شنب غازان، دو اثر مهم معماری عصر ایلخانان، معرفی می‎کند. دونالد ویلبر، که درباره معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان کتابی مستقل و جامع تالیف کرده است، آثار ساختمانی این دوره را مرحله‎ای از تاریخ پیوسته معماری اسلامی ایران می‎داند که فُرمهای دوره‎های قبل و خصوصیات طرح و جزییات آنها را منعکس می‎سازد. به عقیده وی فرم های معماری بناهای تاریخی دوره سلجوقی، میراثی از روزگار ساسانیان است و ویژگی های معماری روزگار سلجوقیان و ویرانی های هراس‎انگیز مغولان را پشت ‎سر نهاد و همچنان به جای ماند و از این راه خصوصیات اساسی گنبد و ایوان برای همه دوره‎های بعد تثبیت شد. همچنین به نظر او، معماران دوره ایلخانی همه نقشه‎ها و مصالح و روش ساختمانی دوره سلجوقی را اقتباس کردند. به ویژه این سخن ویلبر نظر محققانی چون اقبال را درباره تاثیر شکل گنبدهای چینی بر گنبدهای دوره مغول (ایلخانی- آذری) یکسره باطل می‎سازد: گنبدهایی که در این دوره ساخته شده از لحاظ نسبت به سنت مستقیما به دوره ساسانیان، با واسطۀ دوره سلجوقی  می‎رسد. پیرنیا برای رد نظر اقبال و هم نظران او با ارایه شواهدی از آثار بازمانده معماری به بررسی مساله پرداخته است. وی اولاً بناهای رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد را مانند حلقه‎های مفقوده سلسله بناهای مراغه تا گنبد سلطانیه می‎داند و می‎نویسد: اگر این بناها به جای می‎ماند، سیر تحول و تکامل سبک رازی (معماری سلجوقی) به آذری آسان‎تر قابل مطالعه بود. همچنین گنبد مدرسه ضیائیه یزد را که به تصریح جامع جعفری در سال ۶۲۳ق/۱۲۲۶م ساخته شده و نیز گنبد جبلیه کرمان و هارونیه طوس را برهانی قاطع بر بی‎پایگی این نظر می‎داند. هرچند اصل سخن پیرنیا درست می‎نماید و پیش از او دیگر پژوهشگران نیز آن را آشکارا طرح و تایید کرده‎اند ولی پایه استدلال وی سست است، زیرا اولاً به خاک توده‎های به جای مانده از رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد نمی‎توان استناد کرد، ثانیاً درست است که بنای مدرسه ضیائیه بنابر تصریح تاریخ یزد در سال ۶۳۱ق/۱۲۳۴م آغاز شده ولی ساختمان آن در سال ۷۰۵ق/۱۳۰۵م  یا ۷۵۰ق/۱۳۴۹م  به پایان رسیده است. به بیان روشن‎تر با توجه به تاریخ اتمام بنای مدرسه ضیائیه و گنبد آن که از آخرین اجزای ساخته شده یک بناست این اثر معماری متعلق به دوره ایلخانی (مغول) است نه پیش از آن.
 

ویژگی ها:کونل در گفت ‎وگو از معماری سبک ایرانی مغول، مقابر را جدا از مساجد و مدارس و دیگر بناها بررسی کرده است. به نظر وی سبک مقابر برجی این دوره همان سبک دوره سلجوقی است ولی مقابر گنبد دار با گسترش و عظمت بیشتری که می‎یابند دستخوش تحول می‎شوند و به ویژه تاکید بر جنبه عمودی بنا و گنبد هلالی نوک‎دار که بر پایه ۸ ضلعی ساخته شده چشمگیر است. وی سبک مساجد این دوره را نیز دنباله سبکی می‎داند که در دوره سلجوقیان ابداع شد. با این تفاوت که طرح آنها در دوره ایلخانی با ایجاد ۴ ایوان، یک نمازخانه و شبستان عظیم متصل به آنها تکمیل گردید و گسترش بیشتری یافت.
دوری، نخستین نشانه ویژه معماری مغولی را در آرامگاه ها نشان می‎دهد: گنبد عظیم دولایه و محوطه‎ای کوچک برای مزار.
به نظر ویلبر معماری اسلامی ایران در طی یک دوره ۳۰۰ ساله (از سلجوقی تا ایلخانی) سیری منظم و تکاملی داشته است. معماری سلجوقی را می‎توان شکل ابتدایی سبک ایلخانی دانست. ظرافت عناصر ساختمانی یکی از عمده‎ترین ویژگی های معماری این دوره است. عناصر و جزییات ساختمانی مشترک با دوره سلجوقی در این سبک ظریف‎تر و آراسته‎تر و کالبد ساختمان ها سبک‎تر و نازک‎تر شده. سبک شدن کالبد بناها امکان ساختن پنجره‎های بزرگ‎تر و ایجاد تجانس میان دیوارهای درونی و بیرونی را فراهم ساخت. نتیجه طبیعی استفاده روزافزون از پنجره‎های بزرگ، روشن شدن داخل ساختمان ها بود و این ویژگی در بناهای ایلخانی (آذری) درست نقطه مقابل ساختمان های تاریک دوره سلجوقی است. دیگر ویژگی عمده این سبک تاکید بر ارتفاع بیشتر بناهاست.
روش هایی که آگاهانه در ایجاد عمودیت بیشتر به کار گرفته شده، گرچه همه نسبت به دوره پیش تازه نیست، ولی اگر با هم در نظر گرفته شود با فنون دوره سلجوقی تفاوت دارد:

  1. افزودن ارتفاع اطاقها و تالارها نسبت به اندازه‎های افقی آنها.
  2. بلندتر و باریک‎تر ساختن ایوانها: از ویژگیهای این سبک ایوان بلند و باریک سردر است که یک جفت ستاره نیز در دو طرف آن، بلندی را بیشتر جلوه می‎دهد
  3. افزودن به بلندی ساختمانهای گنبددار: ملاحظات زیبایی‎شناسی موجب عنایت بیشتر به ارتفاع و طرح و آشکار ساختن گنبد شد. کوشش در جهت دستیابی به عظمت، ابهت و یافتن راه حل تازه برای مسایل ساختمانی در این دوره نمایان است. استفاده از گنبدهای دو پوشه دست سازندگان این نوع بناها را در بلندتر ساختن آنها باز کرد زیرا دیگر مشکلی در حفظ رابطه نسبی معین میان عرض و طول تالارها با ارتفاع آنها نداشتند فقط کافی بود تا هر اندازه که می‎خواهند و امکانات موجود به آنان اجازه می‎دهد به ارتفاع پوشه خارجی (فوقانی) گنبد بیفزایند. در این سبک نه تنها پوشش بیرونی گنبدها بلندتر از گنبدهای منفرد نخستین گردید، بلکه به بلندی استوانۀ گنبد نیز افزوده شد و بدین‎سان گنبد بطور کامل از دیوارهای پایین جدا و نمایان گشت. این شیوه کار، تکامل گنبد سازی را در این دوره نسبت به دوره سلجوقی که پایه گنبد در پس دیوارهای عظیم از چشمها پنهان می‎ماند، آشکارا نشان می‎دهد. روش ساختن نیم‎طاق ۸ گوش (گوشوار، فیل‎گوش) بر روی اطاق مکعب و بنای گنبد بر روی آن همچنان به پیروی از دوره سلجوقی ادامه یافت. جز اینکه محل ۸ گوش هرچه بیشتر بالا برده شد و در برخی از بناهای این عهد در این زمینه تکاملی رخ نمود و آن تبدیل ۸ گوش به ۱۶ گوش است که در دوره‎های بعد جای خود را به دایره می‎دهد.
  4. کوشش آگاهانه در ایجاد شباهت و تجانس میان طرح گنبدها، گنبدهای بیضی شکل نوک‎تیز و مقطع نوک‎تیز راهروها و قوسهای دیوارها در این سبک قابل تشخیص و ذکر است.
  5. عنایت به زیبایی و نیز تمایل به برجسته‎تر ساختن گنبد موجب پوشاندن گنبد با آجر یا سفال نیلی رنگ شد. هرچند این پدیده از سده ۲ق/۸م سابقه داشته است (همانجا).
  6. باریک جلوه‎دادن جزییات ساختمان: نیم ستونهای زاویه‎ای که وسیله موثر القای ارتفاع است ابعاد باریک دارند، دیوارهای ضخیم و حجیم که میراث معماری ساسانی بود و همچنان در عهد سلجوقی به کار می‎رفت باریک و متناسب با سنگینی بار آن گردیده است. همچنین برخی محرابها نیز باریک‎ترند.

ویژگی های تزیینات ساختمانی دوره آذری:
مقرنس‎کاری که از خصوصیات معمولی معماری سلجوقی بود، در دوره ایلخانان کامل‎تر و مفصل‎تر و متنوع‎تر شد. برخی از ویژگی های مقرنس‎کاری های این سبک در دوره سلجوقی دیده نمی‎شود. مقرنس‎کاری گچی معلق، رواج سفیدکاری تمام مقرنس، گرد آمدن همه مجموعه مقرنس در جاهای هرم شکل یا در مرکز و جلوگیری از پخش اثر تزیینی بر روی همه دستگاه مقرنس. این ویژگی ها در دوره تیموری به کمال خود رسید. دیگر ویژگی برجسته تزیینات معماری در این سبک مهارت فوق‎العاده‎ای در گچ‎کاری و به کار بردن آن به انواع گوناگون است. گچ به عنوان کمک و ماده الحاقی به ساختمان، توپی های ته‎آجری، روکشی مسطح، برجسته‎کاری بلند، تزیین گچی توپر و توخالی، گچ‎کاری وصله‎ای و گچ‎کاری رنگی تا آنجا که روکاری آجری در این دوره به تدریج منسوخ شد. پیرنیا با آنکه می‎نویسد که ویژگی های شیوه آذری معماری ایران چندان است که می‎توان کتاب ها درباره آن پرداخت، در بیان این ویژگی ها به این چند جمله بسنده کرده است. از ویژگی های این شیوه یکی قوس و پوشش معروف به کَلیل آذری است که در مجموعه مزار و خانقاه شیخ‎صفی در اردبیل و همچنین در گنبد خدابنده بیش از هر جای دیگر به چشم می‎خورد. به عقیده وی هرجا چنین قوسی باشد باید ردپای معماری آذربایجانی را جست‎وجو کرد. از نظر ایشان مشخصات دیگر این سبک عبارتند از ریزه‎کاری بنا با آجر و سنگ و خشت رژچین، پوشش لوله‎ای و کجاره‎ای ایوان ها، سادگی شکنج ها و فیل‎پوشهای (فیل‎گوشها، گوشوارها) زیر گنبد، تزیین داخل و خارج بنا با آجرکاری تزیینی پیش‎ساز و گره‎سازی و گچ‎بری پرکار و همچنین آرایش محراب ها و کتیبه‎های چشمگیر با قطعات کاشی و با نقش برجسته ، به کار بردن کاشی معرق  و گاهی نقش و نگار زر و لاجورد و شنگرف در داخل بنا.
 

آثار بازمانده:ویلبر فهرستی مشتمل بر بیش از ۱۰۰ اثر ساختمانی با توصیف موجز هر یک همراه با تصاویری از آنها عرضه کرده است. برخی از این آثار عبارتند از: شاه‎چراغ (شیراز)، امامزاده یحیی (ورامین)، میل‎رادکان (۸۸ مشهد)، پیر بکران (لنجان اصفهان)، غازانیه (تبریز)، رَبع رشیدی (تبریز)، جامع نطنز، آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانی (نطنز)، آرامگاه محمد الجایتو (سلطانیه)، جامع علیشاه (تبریز)، هارونیه (طوس)، مسجد جامع ورامین، شبستان مقبره امام‎ رضا(ع)، مقبره حمداللّه مستوفی (قزوین)، مسجد جامع سمنان، سردر مسجد جامع اصفهان.
پیرنیا با توسّعی که در دامنه زمانی این سبک قایل است شاهکارهای بازمانده آن را چنین می‎شمرد: آرامگاه خدابنده، مسجد گوهرشاد، جامع ورامین، جامع یزد، جامع نطنز، مسجد خواجه نصیر مراغه و شمار بسیاری از امامزاده‎ها که در زمان صفویان به آرایش آنها افزوده‎اند.

به نقل از: نقش نگار

 افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

بررسی معماری بیزانس

معماری بیزانس با تأسیس پایتخت امپراتوری توسط کنستانتینوس اول بر کرانه ی تنگه ی بوسفوروس آغاز شد. این شهر که بعد ها به نام کنستانتینوپولیس  ( قسطنطنیه ) وسپس به نام استانبول خوانده شد ،مکانی شد برای گردهمآیی جمع کثیری از هنرمندان شرق و غرب که حاصل هنرشان را در کلیساها وبناهایی می توان مشاهده کرد که به نام سبک بیزانس شناخته شدند…

طریقه دانلود :ابتدا هر دو پارت را دانلود کنید سپس بر روی یکی راست کلیک کرده و گزینه extarct here را زده و از فایل استفاده فرمایید

دانلود فایل پارت اول بررسی معماری بیزانس

دانلود فایل پارت دوم بررسی معماری بیزانس

رمز فایل:www.naghsh-negar.ir

 

به نقل از: naghsh-negar.ir

 افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

تاریخ نقاشی و رنگ در معماری ایران

مقدمه

تجربه نشان داده که اگرچه دانشجویان رشته مرمت از طریق کنکور هنر جذب دانشگاه ها می شوند، اما بنا به ضروریات سیستم های اداری و مالی، متأسفانه کم کم گرایشات هنری خود را از دست می دهند و بیشتر به امور ساختمانی تمایل پیدا می کنند. بطوری که موفقیت های خود را در نسبت مستقیم با اطلاعات صرفاً فنی خود می دانند. شاید ضایعه این نوع گرایشات درحال حاضر چندان چشم گیر و شناخته شده نباشد، اما در آینده ای نزدیک چهرة واقعی این معضلات نمایان خواهد شد. البته این بحث مفصلی است که باید بطور مستقل و با ارائه نمونه های عینی بررسی شود.

مرمت بدون شناخت دنیای لطیف هنر، بدون غور در عمق شاعرانه اشیاء و بدون برخورداری از نگاه عارفانه ممکن نیست. امیدوارم با حرکت های اینچنینی که دانشجویان انجام می دهند، پیوند ناگزیر مرمت و روحیات هنری مثل سال های اول دانشگاه تا دوران حرفه ای شما باقی بماند.

شاید مجبور باشیم که قبول کنیم در حوزه میراث فرهنگی نسل بدشانسی هستیم. چراکه باید وظیفه ای سخت و حیاتی را با کمترین اجری به دوش بکشیم. این وظیفه این است که پیش از آنکه حرف های نهایی را بزنیم، کمک کنیم تا برداشت سطحی و تقلیدی از لزوم حفظ این میراث ـ که از یک موج و مد جهانی متأثر شده است ـ تبدیل به یک اندیشه بنیادی و فراگیر شود.

اگر تنها به مرمت کالبدی میراث فرهنگی اکتفا کنیم، تقریباً باخته ایم. مگر فقط پی بناها رطوبت می کشند؟! بنیادهای فکری هم نم برمی دارند. ذوق های هنری هم نشست می کنند. مگر حیات و تداوم فرهنگی ارزشی کمتر از حفظ یک اثر فرهنگی دارد؟! اتصال به ریشه های تاریخی مگر کم اهمیت تر از موزه کردن یک ریشه و پیشینه است؟! سئوال این است که راز جاودانگی چیست؟ و بر روی محور زندگی، هنر و اندیشه و… نقطه و مبداء معتبر سنجش کجاست؟ مکاتب غربی و بخصوص هیاهوهای هنری روز؟ و اگر نه به کجا و کدام سرچشمه جوشان چشم باید دوخت؟ آیا برداشت های هنرمندان گرافیست و نمونه برداری از آثار گذشته کافی است؟ از طرفی در مرمت بناها، مکرراً به مرمت تزئینات و نقاشی های دیواری برخورد خواهیم کرد که عدم شناخت کافی از این هنر حتی در مرمت های سازه ای هم تأثیرات منفی خواهد گذاشت.

این فرصت بهانة خوبی است برای اینکه از موضوعی صحبت کنیم که هم به عالم هنرهای تجسمی ارتباط داره و هم بطور اختصاصی به تاریخ معماری. یعنی حضور رنگ و نقاشی در بناهای تاریخی ایران. البته با وجود ارتباط تنگاتنگ آثاری مثل موزائیک های رنگی، کاشی های الوان و نقوش گچبری و نقش برجسته های سنگی، بیشتر به طرح های رنگین و سطوح رنگ آمیزی شده که با آزادی عمل کامل ـ چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ مضمون و… ـ خلق شده اند و آنچه با ابزار ابتدائی تقریباً نقر شده و فاقد بعد سوم است، اشاره می کنیم.

متأسفانه تا به حال آنچنان که شایسته باشد بطور علمی و اختصاصی به این موضوع پرداخته نشده است. باید گفت تاریخ نقاشی در ایران فاقد یک شجره نامة دقیق و روشن است. این بی توجهی آنقدر جدی و عمیق است که در یک کتاب معتبر که زیرنظر یک سازمان معتبر و توسط اساتید شناخته شده در مورد تزئینات وابسته به معماری نگاشته و منتشر شده است، نامی از نقاشی به معنای اختصاصی آن به میان نیامده، اگرچه حتی فصلی به مثلاً منبت کاری اختصاص دارد. در اغلب منابع نیز به این مهم تنها با اشاره به بعضی خطوط و نقوش هندسی اکتفا شده است. شاید به این خاطر که پژوهشگران هنر نقاشی، با معماری تاریخی آشنا نیستند و محققین آثار تاریخی به هنر نقاشی. باستان شناسان به عنوان اولین گروهی که به این آثار برخورد می کنند، اغلب محو اطلاعات معمول باستان شناسی مثل بقایای سفالین و استخوان مردگان می شوند، و به قدر کافی نگاهی زیبائی شناسانه به آثار نقاشی نمی اندازند. یافته های باستان شناسی و گزارشات مربوطه نیز چندان به سهولت در اختیار پژوهشگران هنر و تاریخ نقاشی قرار نمی گیرد و یا ایشان تمایلی نشان نمی دهند. حال آنکه هر دو گروه به یافته های یکدیگر نیاز دارند. و مهمتر اینکه آثار نقاشی در مقایسه با انواع دیگر مواد تزئینی و مصالح معماری مثل کاشی و آجر و… دوام خیلی کمی دارند. در اثر تغییرات جوی به سرعت تخریب می شوند و ضخامت اندک آنها باعث می شود در مقابل عوامل مخل فیزیکی و شیمیائی مقاومت بالایی بروز ندهند.

● نقاشی و رنگ در تاریخ معماری

به شکلی می توان رشد آدمی را از دوران کودکی تا بلوغ و جوانی با رشد و بالندگی بشریت در طول قرن ها و نسل ها مقایسه کرد. به عنوان نمونه به نقاشی کودکان نگاه کنید که چه ساده و با چند خط وارد دنیای نقاشی می شوند. چند خط در هم و به ظاهر نامربوط را به تناسب قدرت دستشان می کشند و آن را سمبل پدر و… تشریح می کنند. برای کشیدن دسته ای از کودکان مشغول بازی به چند دایره توپر بسنده می کنند و طرح های هندسی را بی وسواس چندان رسم می کنند. (دقت در این نوع نقاش های کودکانه که گاهی هر بخش از یک شیء را از زاویه ای تازه می بینند و برخلاف قواعد و اصول پرسپکتیو چند زاویة دید بدون نقطه گریز دارند، دریافت مفاهیم نگارگری را ساده تر می کند.) شاید تاریخ نقاشی نیز به گونه ای اینچنین است و برخلاف تصور عامه از نقاشی رئال آغاز نمی شود. اگرچه بشر اولیه نقوش اولیه را با نگاه به طبیعت و الهام از اطرافش خلق می کرده، اما به شدت تحت تأثیر برداشت های شخصی و باورهای قومی بوده و متناسب با نیاز و توان اجرائی خود برای انتقال مفاهیم ـ فارغ از شباهت بی نقص با نمونه های اصلی ـ تلاش می کرده. این را در نقوش کاملاً گرافیکی و استرلیزه ای (تجریدی) که بر سفال ها می زده و یا از آن در خطوط اولیه تصویری استفاده می کرده و حتی نقش های هندسیش می توان فهمید. بیشتر از آنکه مقید به شباهت و طبیعت گرایی بوده، به تصویر کردن آنچه لازم می دانسته پرداخته و در نقش هایش به انتزاع و نمادسازی روی می آورده. مثلاً از نقش بسیار ساده ای از آفتاب ـ که با یک دایره نه چندان هندسی و چند اشعه نوری می کشیده ـ معنایی از مهربانی را اراده می کرده، در تصویر کردن صورت انسان گاهی از یک دایره و دو نقطة چشم پیشتر نمی رفته و… این نقاشی ها کاملاً با آئین ها و مبانی اعتقادی این انسان ها عجین بوده. به گونه ای سعی می کردند با نقش های ماوراء طبیعی با نیروهای فوق طبیعت ارتباط برقرار کنند. گاهی با طرحی از موجودی خیالی بلایای آسمانی را دفع می کردند و با تصویر گاومیش تیرخورده ای شکار پربارتر فردا را آرزو می کردند. بر پایة ایمانی جادوئی چیرگی بر جانوران را آرزو می کردند و با تکرار تصاویر جانوران مورد شکار بر صخره ها به افزایش تعداد آنها و باروری نسلشان امید می بستند.

با حرکت انسان از دوران گرسنگی و وحشت از مرگ به سمت زندگی مطمئن تر و تأمین آذوقه و مسکن بهتر، این نقوش نیز از سمت معانی سحر و جادو به سمت مراسم عبادی و پرستشی پیش می رود. به این ترتیب نقاشی توانائی مقدسی شمرده می شد و شاید در اختیار افراد خاصی قرار داشت. و در حقیقت رئالیسم و ناتورالیسم (طبیعت سازی) پس از گذشت دوره های متمادی تنها می توانسته از امتداد شاخه ای غیرقدسی زائیده شود. همین انسان نخستین وقتی قصد کشیدن نقاشی از روی موضوعات زنده و طبیعی را داشته با ابتدائی ترین لوازم ـ مثل ذغال، مخلوط ذغال و پیه جانوری و گل اخرا و خاک سرخ و استخوان و سنگ ـ چنان هنرمندانه عمل کرده است که نمی توان از حافظة تصویری او شگفت زده نشد. جالب اینکه همة این تصاویر در ورودی غارها نقش نشده اند. بلکه بسیاری از این نقوش را می توان در اعماق تاریک این غارها مشاهده کرد. مثل نقوش غار لاسکو در فرانسه. این موضوع دلیل دیگری است که ثابت می کند این نقاشی ها تنها از روی تزئین و تفنن نبوده. به هر حال با وجود آثار دیگری همچون نقش برجسته ها و تندیس های گوناگون از دوره پارینه سنگی و نوسنگی، نقاشی های این دوران را باید در زمره زیباترین و اعجاب انگیزترین این آثار برشمرد.

قدمت این نقاشی ها به ۲۰ هزار سال قبل از میلاد باز می گردد و عموماً مشتمل بوده است بر شکل های انتزاعی و مخطط بسیار ساده شده از هیاکل آدمیانی که در حال شکار جانوران با کمان و پیکان، یا رقص دسته جمعی مردان و زنان و یا گله های چهارپایانی چون گاو وحشی و بزکوهی و گوزن، البته با محتوایی آرمانی و جادویی. در حقیقت آنچه امروزه از آن به عنوان نقاشی واقع گرایی، رئالیستی و ناتورالیستی تعبیر می شود، چند هزاره بعد از این دوران و در حدود ۱۲ هزار سال قبل از میلاد حاصل شده است. نمونه های بارز آن شکل های شبیه سازی شده و برجسته نما و رنگین گاو وحشی و گوزن بر سطح صخره های غار آلتامیرا در شمال اسپانیا است. این نوع نقاشی های صخره ای در مغرب دریای خزر و ناحیه لرستان و غار لاسکو (فرانسه) نیز مشاهده می شود. جالب اینکه گاهی نقش جانوری یا انسانی بر روی نقش زیرین به دفعات اجرا شده است. مثلاً در تمدن آسیای صغیر به نقاشی هایی برمی خوریم که پس از پایان مراسم ویژه با گچ پوشیده شده و دوباره نقاشی تازه ای با موضوع مشابه و یا متفاوت روی آن کشیده شده است. در پاره ای اوقات نیز می توان مواردی را دید که نقاشی با برجستگی ها و فرورفتگی های سطوح مورد استفاده مطابقت پیدا کرده است. (این ویژگی نقش بسزائی در ایجاد نقاشی در فضاهای معماری به معنای امروزی خود دارد.)

پیشرفت بعدی این هنر زمانی بود که بشر در دوران نوسنگی به ابزار کارآمدتری دست پیدا کرد و با کشاورزی و دامداری ثبات و آرامش بیشتری در زندگی انسان بوجود آمد.

حالا می توانم از حرف هایی که در مورد لزوم حفظ تداوم فرهنگی کردم و گفتم که این مهم اهمیتی کمتر از حفظ موارد و آثار مشخص ندارد، نتیجه بگیرم. اگر نگاهی به نقاشی های باقی مانده بر غارهای این دوران بی اندازید، می بینید که ابداع مکتبی مثل امپرسیونیسم چقدر بدیهی و محتوم است. و خلاقیت پیکاسو در ایجاد کوبیسم و پردة دوشیزگان آوینیون چقدر ریشه دار است و به هیچ وجه تولد ناگهانی یک موجود عجیب الخلقه و غیرقابل انتظار نیست. به قول خود پیکاسو چیزی نیست جز رجعت فکورانه به کودکی. به کودکی نقاش و یا از نگاه بحث ما به نوعی کودکی های بشری.

و در مقابل چه جنبش ها و ایسم هایی که بیشتر از نگارخانه های زادگاهشان برد پیدا نمی کنند و حتی گاهی از پسوند ایسم هم محروم می مانند.

نگاه کنید که وقتی در مینیاتورهای تیموری و صفوی، بخشی از موضوع طرح، قاب نقش را می شکند و از کادر خارج می شود، چطور منتقدین هنری را به وجد می آورد. ریشه های این ابداع را به سادگی می توان در نقش برجسته های هخامنشی در چندین سده پیشتر پیدا کرد.

از نظر فنی و تکنیک های اجرایی نیز حتی اگر از روی تصادف ـ و نه هوشمندی گذشتگان ـ از میلیون ها اثر، یکی ویژگی دوام و شرایط حفظ و ماندگاری داشته باز هم حائز توجه و مطالعه است.

این مقدمه را گفتم تا به خاطرتان بیاورم که تولد نقاشی بیش از آنکه وام دار کاغذ و بوم باشد، مرهون دیواره هایی است که جانپناه انسان های نخستین بوده اند. انسانی که آموخته هایش از طبیعت را و آرزوهای جاودانگیش را و همه آنچه که دلمشغولی او بوده، به این دیوارها سپرده. رنگ ها و نقش های دنیای روزمره اش را با ذهن و فهمش درآمیخته و به محل سکونتش برده. به معنایی باید گفت نقاشی پیوندی تاریخی و کهن با معماری مسکونی انسان ها دارد. و اگرچه این هنر ظاهراً در بناهای مجلل و کاخ ها و منازل طبقه مرفه و اصطلاحاً بورژوا و خورده بورژوا و گاهی بناهای عام المنفعه به رشد و بالندگی امروزین خود می رسد، اما اولین بارقه های آن را باید در همین بناها و سکونت گاه های سادة نخستین و زیر دست انسان های گمنام و بدوی جستجو کرد. مگر می شود تصور کرد که انسانی که با دیدن دیواره ای نه چندان صیقلی و آماده غارها ذوق و وسوسه نقاشی در او زنده می شود، با برخورد به دیواره های وسیع حاصل از پروسه معماری، به راحتی از کنار این امکان برای نقش آفرینی بگذرد.

● رنگ و نقاشی در تمدن های بزرگ دنیا

در یکی از نشریات تازه منتشر شده خواندم: « نقاشی و رنگ آمیزی نخستین تجارب خود در معماری ایران را بطور کلی در این بنا [سلطانیه] آزموده و بسیار موفق بوده است.

این روزها خبرهای عجیب و غریب زیاد شده و هرکس پروژه یا پژوهشی را شروع می کند به عادت گذشته از بزرگنمائی و اغراق کم نمی گذارد. یک بار بنایی را بزرگترین اثر معماری اسلامی می کنند و یک بار … می ترسم اگر انگیزه ای برای تحقیق مفصل تری روی دیوارنگاره ها و نقاشی های وابسته به معماری ایجاد کنم، در اولین اطلاع رسانی بشنوم که هنرمندان ایرانی مبدع این هنرند و هیچ کجای دنیا چنین نیست و به قول معروف “هنر نزد ایرانیان است و بس. برای جلوگیری از ملی گرایی افراطی لازم می دانم به پیشینة این شیوة هنری در تمدن های بزرگ جهان نیز اشاره ای اگرچه کوتاه بیاندازم.

▪ بین النهرین

منظور از بین النهرین سراسر نواحی واقع در میان دو رود دجله و فرات در مجاورت مرز ایران است که خاستگاه تمدنی بزرگ و تأثیر گذار محسوب می شود. بی مناسبت نیست اگر در اینجا یادی هم از مانی پیامبر کنیم که کتابی داشت به نام ارژنگ و در سرزمین های بین النهرین و از تباری ایرانی به دنیا آمده بود. پیامبری که شاخصه به یاد مانده اش هنر نقاشی است.

پیکره های بابلی (۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد) در اصل رنگی بوده اند و اصولاً این هنر به ملازمت نقاشی و کنده کاری روی سنگ تحول می یافته است. دیوار کاخ ها در دوران اقتدار بابل ـ از جمله کاخ ماری در شهری به همین نام در جنوب بین النهرین ـ با نقاشی های بزرگ و رنگ های زنده بر روی گچ تزئین می شدند. نقوشی با مضامین سیاسی، مذهبی و زندگی روزمره.

نقش برجسته های آشوریان (۶۰۰ تا ۱۸۰۰ سال قبل از میلاد) نیز مانند نقاشی های دیواری رنگ آمیزی می شد. بیشتر ابنیه دولتی و اقامتگاه های خصوص در این دوره با نقاشی های دیواری تزئین می شدند که بر روی گچ مالیده شده و دوام چندانی نداشت. موضوعات نقاشی ها که پیش از این بیشتر جنبه مذهبی داشت به موضوعات غیرمذهبی شامل طرح های هندسی، نقوش گل، حیوانات، صحنه های جنگ، شکار و تمثال شاهان نیز توجه نشان داد. نقاشی های دیواری تل احمر عالی ترین کیفیت این رشته هنری را عرضه می دارند.

▪ مصر

هنر مصر هنری است ایستا و ابدیت گرا. هنری کاهنی و جادویی، مشخص و منفرد. و در یک کلام هنری آمیخته با نیایش و به گونه ای انحصاری رمزآمیز و با نگاهی به دنیای پس از مرگ. بر همین اساس بود که تمثالی از صاحب قبر در حال کامرانی و برخورداری از خوشی های این جهانی بر دیوار اتاق تدفین متوفا، یا از صحنه های پیروزی بر دشمنان یا اجرای مراسم نیایش و فعالیت های روزمره، در آرامگاه فرعون و حتی مردم عادی کنده کاری یا نقاشی می شد. مصریان این نقوش را حاوی نیروهای سحرآمیزی می دانستند که حیات دنیوی را برای مردگان تأمین می کند.

شکل بخشیدن به مخلوقاتی تخیلی چون ابوالهول، یا شیر با سر شاهین و مانند آن در میان پیکره سازان و نقاشان معمول بود. رنگ آمیزی کردن چهره و بدن و جامة پیکره با رعایت مقررات خاص متداول بود.

خاصیت توصیفی هنر مصر بیش از همه در نقش برجسته و نقاشی روی دیوار متجلی می شود. در واقع دو نوع هنر نامبرده در مصر هنری واحد به وجود می آورند. زیرا نقش برجستة مصری چیزی جز نقشی منقور با شیار خفیف نبوده و هیچگاه خاصیت سه بعدی برجسته کاری واقعی را نیافت.

نقاشی های به دست آمده از کاوشگاه بنی حسن (متعلق به حدود ۲ هزار قبل از میلاد) نماینگر آزادی ابتکار و دقت در نمایش خصوصیات تماشایی هر صحنه و نیز رنگ های رقیقی است که نقاشان مصری با بهره گیری از نفوذ تمدن مینوسی و با به کار بردن نوعی رنگ لعابی چسبناک در هنر خود به کار می بستند. نقش دیگری نیز از دیواره مقبره ای در تب به دست آمده که مربوط به ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد می شود با صحنه ای از دو نوازنده تمام رخ و رقصندگان.

▪ یونان

در تمدن کرت نقاشی ها بر روی دیوارهای گچی با صحنه هایی از زندگی مردم، مسابقات گاوبازی، رژه، مراسم مذهبی، پرندگان، جانوران و… اجرا می شد. از جمله می توان به نقاشی دیواری گاوبازی بر دیوار کاخ کنوسوس در حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد و همچنین نقاشی های تالار تاجگذاری این کاخ اشاره کرد.

در سدة هفتم قبل از میلاد باردیگر نقاشی مقامی شامخ می یابد. نقاشان نه تنها به تزئین بناهای عمومی و خانه های شخصی و مقابر، بلکه همچنین به رنگ آمیزی تندیس ها و بخش هایی از پرستشگاه ها می پردازند و رنگ های روشن را به کار می گیرند. نمونه هایی که متأسفانه تنها ذکری از آنها در متون تاریخی به جا مانده است. مثل یک نقاشی تاریخی از عبور ارتش خشایارشا در ایونی. این نقاشی ها در ابتدا عبارت بودند از طرحی ساده که بعداً یک رنگ (معمولاً قرمز) و سپس رنگ های دیگر چون سفید، سیاه و زرد، زینت بخش آن شدند. در این مورد باید به نقاشی های دیواری در شهر پستوم اشاره کرد که در جنوب ایتالیا محل استقرار کوچ نشینان یونانی بوده.

در حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد هنر نقاشی برای ابراز وجود خود خانه های توانگران را عرصة مناسب یافت و آنها را با نقاشی دیواری با مضامین آیینی و ملی و صحنه های خصوصی و خانوادگی و چهره سازی واقع گرایی زینت داد. گاهی نیز نقش هایی با مضامین قهرمانی به چشم می خورد.

از این دست نمونه ها را می توان در سایر تمدن های بزرگ دنیا از جمله از یک سو در روم و آمریکای لاتین و از دیگر سو در چین و ژاپن و هند و… نیز مشاهده کرد.

● رنگ و نقاشی در ایران باستان

تاریخ سکونت ایران بر اساس یافته های باستان شناسی در خرم آباد و لرستان به ۴۰ تا ۵۰ هزار سال قبل برمی گردد. بعضی منابع به نشانه هایی از سکونت در سرزمین ایران اشاره می کنند که مربوط به ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال قبل مربوط می شود.

در تمدن سیلک نمونه هایی از رنگ آمیزی دیوارها مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد به دست آمده است.

ایرانیان پیش از رواج کاشی کاری بناهای خود را با نقاشی و رنگ تزیین می کردند. البته این نقاشی و رنگ معمولاً از گل و بوته، منظره و از این گونه موضوعات تجاوز نمی کرد. نقاشی روی دیوار تا حدود قرن چهارم هجری در کنار رقبای دیگر دوام یافت تا اینکه با ظهور جلا و صیقل و نقوش کاشی رفته رفته جایگاه پیشین خود را از دست داد.

▪ رنگ و نقاشی دوران عیلامیان

عیلامیان گاهی دیواره های داخلی بناها را با ردیفی از تصاویر هیولاها و جانوران خیالی و اسطوره ای پر می کردند. شاید نتوان به این عمل به جرأت نام تزئین داد. چراکه ممکن است این رفتار بیشتر برخاسته از نیازهای آئینی باشد تا حس زیبائی شناسی. اگرچه همچنان می توان از آنها به عنوان اثری هنری یاد کرد.

هفت تپه یکی از قدیمی ترین آثار به جا مانده از عیلامیان در ایران کنونی است. آنچه از گزارشات حفاری این منطقه به دست می آید این است که؛ در یکی از زیگورات های هفت تپه (کاخ شماره ۱) بر روی زمین آثار نقاشی روی دیوارها بر روی قطعات آوار دیده شده است. این نقاشی ها بیشتر قسمت بالای دیوار را تزئین می کرده است. قطعات رنگی بدون زمینه گچی گویای این مطلب است که نقاشی ها بر روی سطوح صاف گلی اجرا می شده است. متأسفانه قطعات بزرگی که مضامین تصاویر را روشن کنند به دست نیامده است. احتمالاً علاوه بر نقوش هندسی با اشکال دایره (با اثر پایة پرگار)، مثلث، چهارگوش و مربع، تصاویری از طبیعت هم بر دیوارها نقش می شده است. رنگ های به کار رفته شامل آبی، قرمز، زرد، خاکستری، سیاه و سفید بوده. مسلماً این بناها در دوران آبادانی با وجود نقاشی ها و صحنه های تزئینی جلا و شکوه خاصی داشته.

▪ رنگ و نقاشی دوران مادها

از دوران مادها آثار زیادی برجای نمانده است. استحکامات و شهر هگمتانه یکی از بقایای مهم این دوره است. از شگفتی های این مجموعه که تاریخ نویسان به آن اشاره کرده اند، هفت باروی آن است که هر کدام به رنگی آراسته بودند. به قول هرودت؛ « اولی سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی و پنجمین نارنجی است و تمام اینها را با الوان رنگین کرده بودند و دوتای آخری یکی از نقره و دیگری از طلا مستور شده بود.» به گمان بسیار، باروهای هفتگانه و هفت رنگ هگمتانه به شیوه ای نمادین و مرموز، نشانه ای از آسمان و هفت اختر گردان بوده است.

▪ رنگ و نقاشی دوران هخامنشیان

از هخامنشیان و رنگ اگر بخواهیم بگوئیم، بی شک سخن به آپادانای شهر شوش نیز کشیده خواهد شد. کاخ زمستانی امپراتوری که تصاویر سربازان جاوید با لباس های پرکار و رنگ های متنوع بر آجرهای رنگین و لعاب دار آن شهرت جهانی دارد. کتیبه ای از داریوش باقی مانده که در آن عملیات ساخت این بنا را شرح داده. از جمله به جزئیات تزئین و نقاشی و کارگران ملل مختلف اشاره کرده که در احداث آن سهیم بوده اند. ستون ها نیز به رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شده بودند که ضمناً نقایص سنگ های آهکی به کار رفته را نیز می پوشاندند.

تخت جمشید اثر بی بدیل دیگری است که می توان در آن سراغی از رنگ و نقاشی دیواری هخامنشیان را گرفت. از جمله باید به مانده هایی از یک فرش گچی اشاره کرد که به رنگ قرمز در گوشه یکی از اطاق های شمالی کاخ تچر به دست آمده است. همچنین محققین توانسته اند با توجه به بقایای رنگی و عناصر شیمیائی موجود در خلل و فرج سنگی تخت جمشید ـ فارغ از میزان صحت و دقت ـ نقشی رنگین از فَروَهر را بازسازی کنند.

کم و بیش در دیگر آثار معماری باقی مانده از زمان هخامنشیان نیز تصاویر نقاشی شده به چشم می خورد. از جمله در شهر هخامنشی دهانه غلامان صحنه ای از شکار به تصویر کشیده و در صحنة کنده کاری شدة دیگر اثری از شمایل یک حیوان که به احتمال زیاد اسب است و روی پلکانی ایستاده، دیدخ می شود.

▪ رنگ و نقاشی دوران پارتیان و سلوکیان (اشکانی)

پلکان جبهة شمالی از آثار باقی مانده بر کوه خواجه در سیستان معروف به کاخ شاهی کوه خواجه، به فضائی باریک و دراز دالان مانند راه می یابد که به دلیل وجود نقاشی های دیواری بر بدنة دیوارهای آن، توسط “هرتسفلد” و محققان بعد از وی به گالری شهرت یافته است. هرتسفلد این آثار را متعلق به قرن اول میلادی و اشکانیان دانسته. این گالری ۴۰ متر طول و ۵/۱ تا ۲ متر پهنا دارد. با وجود تخریب و آوار فراوان، رنگ هایی اینجا و آنجا بر سطح طاق موجود و دیوارها به چشم می خورد که حکایت از نقش مایه های دیواری گسترده و وسیع منقوش دارند. متأسفانه رنگ های باقی مانده ما را به کلیت یک اثر نقش پردازی شده نمی رسانند و صرفاً بقایای نقوشی هستند که قبلاً از جای خود برداشته شده اند. به نظر می رسد که در این نقاشی ها از رنگ های زرد، سرخ، سبز، قهوه ای و آبی استفاده شده است. در این نقش ها خدایان، که بخش و قسمتی از پیکر هریک از آنان پشت پیکر خدای دیگر قرار گرفته است، همه به صورت تمام رخ ایستاده اند. احتمالاً این شیوه پوشش یک تصویر بر روی تصویر دیگر به منظور القای عمق بوده است. (تأثیر این تکنیک را در دوره ساسانی در نقش برجسته معروف کرمانشاه که دسته ای از گرازها را در میان نیزار نشان می دهد، می توان دید.) در یکی از دیوارها نقشی از شاه و ملکه و در جایی دیگر رب النوع عشق یونان (اروس) سوار بر اسبی سرخ رنگ دیده می شود. در اینجا چهره ها به حالتی نیم رخ و تمام رخ است. (یکی از تأثیرات نقاشی دوره اشکانی بر سیر هنر، همین رواج تصاویر تمام رخ است.) در اطراف پنجره های تالار، تماشاگران نقش شده اند. اغلب نقاشی های دیواری منتسب به کوه خواجه از این محل به دست آمده و متأسفانه تمام آنها نیز به خارج از ایران منتقل شده است.

در شهری در کنار فرات دورا اروپوس نقش هایی از دیوار یک معبد پیدا شده که حاکی از تأثیر نفوذ هنر اشکانی است. در معبدی از این شهر تصاویری نیز از ایزدمهر پیدا شده که او را در حال شکار نشان می دهد.

▪ رنگ و نقاشی دوران ساسانیان

ساسانیان به تبعیت از هخامنشیان توجه خاصی به نقوش برجسته از خود نشان دادند. از طرفی متأثر از امکانات امپراتوری تازه تأسیس خود و هنر اشکانی، شیوه ای منحصر به فرد در هنر را پیش گرفتند. این زمان یکی از دوره های شکوفائی هنر گچبری است. اما همچنان از رنگ و نقاشی نیز برای زینت ابنیه استفاده می شود. نمای کاخ های ساسانی که با سنگ های تیشه ای و یا لاشه سنگ و یا خشت و آجر ساخته می شد، اغلب با اندود گچ سفیدکاری می شد و در داخل دارای تزئینات نقاشی بود. این نقش ها بیشتر شامل طرح های تزئینی انسان، حیوان، شکارگاه، گل و گیاه و نقوش هندسی الوان بودند.

به روایت پرفسور پوپ تا سال ۱۳۰۴ هجری شمسی در طاق بستان در کرمانشاه، یکی از یادگارهای دوره ساسانی، آثار رنگ های قرمز، زرد، فیروزه ای، آبی پررنگ، سبز کم رنگ، ارغوانی، بنفش، نارنجی، صورتی و سپید بر این بنا قابل مشاهده بوده است. صحنه هایی از جنگ، شکار و گردش، موضوع نقاشی های دیواری موجود بر سطوح را تشکیل می داده.

طرح تزئینات تالار پذیرائی بیشاپور (نزدیک فیروزآباد فارس) نیز شامل گچبری های رنگ آمیزی شده و نقوشی به رنگ های اخرائی، زرد، سیاه و آبی بوده که البته گاهی با موزائیک های رنگین نیز تلفیق می شده.

گویا در قصر تیسفون نیز از یک نقاشی دیواری با صحنه ای از تسخیر انطاکیه گزارش شده است.

از نکات جالب در مورد نقاشی های دوره ساسانیان تأثیری است که بر نقاشی مانویان به جا گذاشته است.

▪ رنگ و نقاشی در آغاز دوران اسلامی

با پذیرش دین اسلام و حرمت نقوش انسانی و ذی روح در اوایل قرون اسلامی هنرمندان نقاش زبردست ایرانی به نقوش گیاهی و تصاویر هندسی و به عبارتی اسلیمی ها گرایش پیدا کرده و به تدریج در آثار خود موضوعات و مضامین مذهبی را به تصویر کشیدند. در این تصاویر از هنر پارتیان و ساسانیان بهره بردند و همان روش ها را ادامه دادند. همچنین حضور رنگ را در تزئینات گچبری به طور گسترده و متنوع می توان دید. شیوه ای که در معماری ایلخانی به وفور به چشم می خورد. تا اینکه در دوره تیموری به گونه ای بلوغ در نقوش اسلیمی و ختایی و گل و گیاه و جانوران ختم می شود.

به نقل از: آفتاب

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

ساختار معماری محله ای در بافتهای كویری ایران

 

انسان با بهره گیری از خرد اقلیمی و با درك صحیح از مكتب طبیعت، فضای معمارانه ای آفریده كه امروزه مورد تحسین و تمجید همگان قرار گرفته است. در این میان بررسی نظام و الگوی ساخت معماری محله ای كه خود حاصل همین درك است، از شاخص ههای اصلی شناخت بافتهای كویری است.

معماری كویر، معمای چهره به چهره است؛ از این نگاه كلیه المانهایی كه دست به دست هم، محله و نهایتاً شهر را میسازند اگرچه به لحاظ كالبد و ساختار دارای نظمی مستقل میباشند اما جملگی در ایجاد تعادل پایدار محلی و شهری در تلاشند. دیوار یك خانه از یكسو حایل محیط درون از بیرون است و به فضای داخلی محصوریت می بخشد و از سویی همین دیوار، جداره محله است كه نهایتاً سیمای شهر را می سازد؛ لذا چگونگی رسیدن به یك فضا همان اهمیتی را دارد كه بودن در فضا.
معماری محله ای زاییده شعور بصری و درك عمیق انسان از محیطی است كه مهمترین درس آموز او طبیعت است. آنچه به معماری محله ای نظام و سامان می دهد درك رفتاری و نیازسنجی معمار از نیازهای منطقی انسانی است؛ بطوریكه توانسته به تمامی خواسته های معنوی و مادی شهروندان، پاسخ مثبت دهد.
در این مقوله سعی بر این است تا ضمن تبیین مفهوم محله در ساختار شهر، به ویژگیهای معماری محل های نظیر محرمیت، نحوه استقرار، سلسله مراتب دسترسی، ویژگی های بصری، تباین، انطباق با محیط، شعاع دسترسی و .. بعنوان بخشی از توسعه پایدار شهری پرداخته شده و به نوعی روشهای ارتباط بصری سازگار و همگون میان فضاها را بازنمایی نماییم.
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل ساختار معماری محله ای در بافتهای كویری ایران ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

معماری به مثابه چشم انداز آزادی کالبد انسانی


با فرایند انتقال گسترده ای که پس از انقلاب اطلاعاتی در موج نخست آن، یعنی گسترش رایانه ها و موج دوم و سوم آن، یعنی توسعه شبکه اینترنت و فناوری های نانو و ایجاد ابزارهای رسانه ای گیرنده فرستنده قابل حمل و نقل چند منظوره، در طول سه دهه اخیر شاهد آنها بوده ایم و زندگی روزمره و روابط زمانی – مکانی و به ویژه رابطه ما را با فضا به شدت دگرگون کرده و همچنان در حال دگرگون کردن است، یکی از نگرانی هایی که به صورت جدی از طرف گروهی از جامعه شناسان ، به ویژه جامعه شناسان و انسان شناسان بدن، برای مثال داوید لو بروتون مطرح شده است، خطر «بدن زدایی» (décorporéïté) به معنی از میان رفتن جزئی یا کامل انسان، به مثابه یک «فضا»، از طریق تبدیل «فضای کالبدی» به مجموعه ای از «اطلاعات رقومی»(digital) است، که امروز بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است.

 

فیلسوفان و نویسنندگانی که بر پی آمدهای دردناک جنگ جهانی دوم و نفرت های نژادی و جنایت بار آن مطالعه می کردند و دیگرانی که بر حوزه های تنبیه اجتماعی چون زندان ها در دوران معاصر دقیق شده و پژوهش می کنند ، در تاریک ترین نگاه هایشان تبدیل و مسخ و نابودی معنای انسان و «فرد» و«فردیت» و سوژه بودن انسان ها را در از میان رفتن «نام» های آنها در این نظام های تنبیهی و تبدیل شدن آنها به «شماره» هایی می دانستند که تنها معیار برای شناختشان محسوب می شدند و این امر را فاجعه ای می دانستند که کل فردیت آنها را از میان برده و آنها را آماده دستکاری شدن و تخریب شخصیتی تا بی نهایت خواهد کرد.

 

اما شاید هیچ یک از این اندیشمندان و حتی شخصیتی چون میشل فوکو که خود مهم ترین نظریه پرداز مفهوم تبارشناسی قدرت های تنبیهی مدرن به حساب می آید، تصور نمی کردند که این فرایند «شخصیت زدایی» از خلال «نام زدایی» بتواند روزی در اوج منطقی خود به فرایند مشابهی در گستره و به خصوص عمق بیشتری برسد که باید آن را «کالبد زدایی» از طریق «فضا زدایی» از کالبد انسانی یعنی بدن نامید.

 

تبدیل «من» یا «ما» به مجموعه بزرگی از «داده ها» یا ایجاد یک شخصیت «رقومی» (دیجیتال) که بر روی موتور های جستجو، فایل های اطلاعاتی، امنیتی، بایگانی های اداری، بیمارستانی، تنبیهی و غیره تعریف و بازتعریف و انباشت شده و به صورت هایی کاملا دلبخوانه «طبقه بندی» و در«چیدمان» های گوناگون قرار می گیرد، و به عبارتی دیگر تبدیل یک «من» یا یک «ما» ی «واقعی» در معنای «محسوس و ملموس و مشهود» بودن از طریق دستگاه حسی خود انسان ها، یا یک موجود در معنای فضایی و فیزیکی کلمه، به «من» یا «ما» یی «مجازی» که می توانند تا بی نهایت به صورت های متفاوت و در چیدمان های گوناگون و دستکاری شده و دستکاری کننده که دستگاه های طبقه بندی کننده انسانی و یا ماشینی از آن به وجود می آورند و تقریبا همیشه از دسترس و کنترل ما خارج هستند، می تواند سرنوشت و چشم اندازهایی به مراتب ناگوارتر و غیر قابل یش بینی تر از «نام زدایی» در بر داشته باشد.

 

و اینجا است که معماری به مفهوم درک، تولید و بازتولید فضای انسان ساخت، می تواند به یاری انسانی بیاید که در حال از دست دادن آخرین «پایگاه» یا شاید بهتر باشد بگوئیم آخرین «پناهگاه» فضایی خود، یعنی بدن خویش است. بدن را در این مفهوم ، درست به معنای فضایی و مادی آن می گیریم، یعنی نه لزوما مرکزی برای دستگاه شناختی و کنترل کننده (مغز و سلسله عصبی) بلکه شکل بروز مادی ایستا(استاتیک) و یا (دینامیک) موجودیت انسانی در مفهوم «حرکت فضایی» وش کل دهنده به فضای محیطی. در این معنا بوده است که از هزاران سال و بلکه میلیون ها سال پیش به نوعی همه چیز را به بدن خود یا تداوم و شبیه سازی هایی از بدن خویش تبدیل کرده است. کافی است تنها به تکرار و شبیه سازی صوری و کارکردی اندام های انسانی ، برای مثال اندام های بازتولید بیولوژیک انسان ها در قالب مونث و مذکر بودن در قالب میلیونها شیئی که تمام جهان مادی را پر کرده اند بنگریم تا ببینیم که مهم ترین «الگو»ی انسان ها برای ایجاد این محیط «خود ساخته» فضای کالبدی خود او بوده است.

 

اشکال ، چه در قالب های استاتیک و چه در قالب های دینامیک و حتی کارکردهایی که ما را احاطه کرده اند همگی گویای این انتقال و پیوستگی اندام وار میان انسان و محیط ساخته شده او یا معماری هستند.

 

آیا در این انتقال بدن به مثابه فضای «خودی» به معماری به مثابه فضای «دیگری» می توان یک احساس ناخود آگاه و یا بهتر بگوئیم یک موقعیت زیستی (بیولوژیکی) مصونیت دهنده را یافت؟ بدون شک . این همان چیزی است که از ابتدای این قرن انسان شناسانی چون مالینوفسکی با عنوان مفهوم «سرپناه» به مثابه یکی از نیازهای نخستین انسان به آن اشاره می کردند و شاید از همین رو لازم باشد واژه «مسکن» به معنای موقعیتی از ایستایی که حاکی از اشاره ای به انقلاب نوسنگی (کشاوروزی) و ثبات یافتن سرزمینی انسان است، را از واژه «آشیان» یا «سرپناه» یا حتی «کوره» ( در معنای قدیمی واژه «آتش» و واژه های مشابه آن در زبان های اروپایی هم به مثابه ابزاری هم برای محافظت از انسان و هم جایگاهی برای گرد هم آمدن انسان ها در نظام های خویشاوندی) که به معنای قالب و قاب و در نهایت صدفی است که انسان را از گزند بیرونی حفظ می کند و تداومی از بدن و فضای درونی خود او به وجود می آورد، تفکیک کنیم.

 

امروز نیز، یعنی در عصر پسا مدرن و انقلاب اطلاعاتی ، به گمان ما باز هم معماری است که می تواند به مثابه «آشیانگاه» در گسترده ترین معنای آن به نجات انسان بیاید و امکان از میان رفتن «بدنیت» (corporité) را از میان بردارد. بدنیت در مفهوم بقای بدن به مثابه یک فضا که انسان باید درون آن تعریف شود و روابط انسانی و اجتماعی باید از خلال روابط فیزیکی – فضایی میان آنها بروز یافته و معنا بیابند. در این مفهوم، هر اندازه هم فضا های مجازی (یعنی در واقعیت تقلیل نظام های حسی یچیده به روابط الکترونیک ساده که با تکرار هر چه پرشتاب تر خود در زنجیره های بی پایان صفر و یک خود را پیچیده نشان می دهند) گسترش یابند، وجود معماری، روابط حسی را ناگزیر می کند.

 

نبوغ معماری در جنون آن نهفته است: چنانچه هیچ رایانه ای هر اندازه هم قدرت باشد شاید هرگز نتواند نه عمق راز «دیوار سفید و خالی» لوکوربوزیه را درک کند و نه معنای دیوارها و بناهای پر نقش و نگار تودرتوی گائودی را، و نه به خصوص رابطه یچیده ای که در اندیشه معماری این دو را برغم تمامی تضادهایشان به یکدیگر متصل می کند. از این رو ناتوانی نظام های فناورانه تقلیل دهنده رایانه ای یا رقومی، در درک نظام های تودرتو و پیچیده شناختی مغز، در میلیاردها سلولی که به پیچیده ترین اشکال ممکن در مایه لزجی از خون و آب و سلول ها و رگ ها و اعصاب و روابط شیمیایی و الکترونیک فرو رفته اند، با ناتوانی درک فرایندهای حسی درون فضا ها، از خردترین تا کلان ترین آنها، قابل مقایسه است.

 

چگونه می توان احساس انسانی را که در شامگاهی پاییزی در کنار آب استخر باغ فین به نوای سه تاری گوش می سپارد، یا بر سقف خانه ای گلی در یزد در وزش بادی بهاری بر منظره شهر و صداهای گنگ مردمانش دقیق شده، احساس انسانی را زیر گنبد بزرگ کلیسای سیستین برسقف عظیم آن می نگرد و بر شاهکار میکل آنژ، بر دستان خدا و انسان در رابطه ای رمز آموز با یکدیگر و در تلاقی نگاه هایی که دنیایی شناخت و حس و نماد و نشانه و در یک کلام «زیبایی» در تمامی مفهوم پیچیده این واژه در آنها نهفته اند خیره شده ، یا انسانی که در برابر شاهکار رنتزو پیانو و ریچارد راجرز، مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو، این بنای غول آسای بدون پوست، در انبوهی از جوانانی که هر یک به کاری مشغول هستند و در قلبی پایتختی از فرهنگ جهان، قرار گرفته است، چگونه می توان چنین احساس هایی را در جهان مجازی بازسازی کرد ؟ کدام قدرت رایانه ای هرگز قادر خواهد بود این فضا ها را در پیچیدگی خدای گونه شان به زنجیره صفر و یک ها تقلیل دهد؟ شاید هرگز هیچ کس نتواند احساس راه رفتن در یک خیابان ، در یک باغ، در میان ویترین مغازه های یک شهر بزرگ، یا در کوچه های تنگ یک روستای ایرانی، اسپانیایی، پرتغالی یا یونانی با رنگ ها و بوها و صداهای خاص آن ها را به صورت مجازی بازسازی نکند، احساس هایی که خود بنا بر افراد و تجربه بیولوژیک هر یک از آنها از زمان و از فضا تا میلیاردها بار قابل تنوع یافتن هستند. اما این بیشتر از آنکه برای ما یک حسرت و نومیدی باشد، باید برایمان پیام آور یکی از آخرین چشم اندازهای امید به حساب بیاید. این ناتوانی به معنایی یعنی ناتوانی در از میان بردن بدن، و از میان بردن تداوم عقلانی و شکوهمند آن یعنی معماری.

 

هم از این رو، معماری برای ما انسان ها، بسیار فراتر از یک فناوری، یک آزادی است، یک آزادی که باید آن را در عمیق ترین معنای واژه آزادی بدن ها و حرکت زیستی مان در پهنه شهرها تعریفش کرد.

 

به نقل از: http://www.aftabir.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : ساختمان خورشیدی ایستا، اصول علمی و تکنولوژی


  دانلود کتاب معماری : ساختمان خورشیدی ایستا، اصول علمی و تکنولوژی

عنوان کتاب : solar passive building, science and design

نویسنده:

انتشارات: pergamon press

کد کتاب : ۰۱۸۳۰۱۳۰۵

توضیحات:

در سیستم های طراحی پایدار ، دو مفهوم ایستا و پویا ، مفاهیمی اولیه و مهم هستند ( در مورد این دو مفهوم از اینترنت تحقیق شود) ایستایی به معنی استفاده هرچه کمتر از نیروهای مکانیکی و تکنولوژیکی کمکی، نزدیک به آنچه است که در معماری همساز با اقلیم گذشته استفاده می شده ولی آنچه در گذشته خیلی در نظر نبوده و در زمان ما مهم شده ، گستردگی و پیچیدگی زندگی و محدودیت منابع از همه نظر است. کتاب با شیوه ای کاملا علمی و بر مبنای محاسبات سنگینی به تحلیل این مساله پرداخته است.

پانوشت: ( محاسباتی که بر پایه جمع و تفریق نبوده و عملگر محاسباتی آن از ضرب و تقسیم فراتر برود در معماری سنگین محسوب می شود.)…

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : ساختمان خورشیدی ایستا، اصول علمی و تکنولوژی 1

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : ساختمان خورشیدی ایستا، اصول علمی و تکنولوژی 2

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۸۳ مگابایت

فرمت فایل : pdf واقعی ( با امکان انتخاب متن )

تعداد صفحات : ۲۷۷ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : زبان فضا

 

دانلود کتاب معماری : زبان فضا

عنوان کتاب : the language of space

نویسنده: bryan lawson

انتشارات: architectural press

کد کتاب : ۰۰۸۲۰۱۱۱۳

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : زبان فضا 1

لینک دانلود ۲( سرور ifile) : زبان فضا 2

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : زبان فضا 3

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۱۷ مگابایت

فرمت فایل : pdf واقعی ( با امکان انتخاب متن )

کیفیت فایل : خوب

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : رنزو پیانو ، برنده جایزه پریتزکز معماری سال ۱۹۹۸


دانلود کتاب معماری : رنزو پیانو ، برنده جایزه پریتزکز معماری سال 1998

عنوان کتاب : renzo piano, the pritzker architecture prize 1998

نویسنده: -

انتشارات:

کد کتاب : ۰۱۳۵۰۱۲۳۱

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : رنزو پیانو ، برنده جایزه پریتزکز معماری سال ۱۹۹۸

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : رنزو پیانو ، برنده جایزه پریتزکز معماری سال ۱۹۹۸

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۶ مگابایت

فرمت فایل : pdf واقعی ( با امکان انتخاب متن )

تعداد صفحات : ۳۳ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

معماری منظر:علم یا هنر ؟

 

در طول تاریخ ، بشر همواره در پی کنترل کردن طبیعت بوده است ؛ بشری که در ابتدا در فکر ساختن سرپناهی ساده بود ،با تدوام زمان و به وجود آمدن ارتباطات اجتماعی به ساختن شهر ها پرداخت . نکتۀ بسیار قابل توجه در تاثیر انسان بر محیط طبیعی ،ایجاد جنبه های فرهنگی است.
موضوع ایجاد تعادل بین فرهنگ و طبیعت در توسعه ها از موارد مهم پژو هش های امروزه است . تغییر فرهنگ جامعه از روستایی به صنعتی پایه گذار تحول در شهر ها شد . مهاجرت از روستا به شهر آغاز شد . شهرنشینی زمینه های نیاز به ایجاد فضای باز و سبز را به وجود آورد . در زندگی روستایی ارتباط تنگاتنگ با طبیعت تاثیر فراوان داشت . کار کردن ، روابط اجتماعی ، حتی آسایش روستاییان با گردش محصول و طبیعت هماهنگ بود . این موضوعی اتفاقی نبود ، که شروع معماری منظر به عنوان یک حرفه با انقلاب صنعتی و اثرات آن در آمریکا همزمان بود . زندگی در شهر ها بیش از پیش از طبیعت جدا شده بودند . برای رویارویی با این پدیده نیاز به متخصصینی بود که قادر باشند به ریتم توسعه نظم بخشند و حفظ منابع را مد نظر داشته باشند و تعادل بین فرهنگ و طبیعت را موجب گردند .
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل معماری منظر:علم یا هنر ؟ ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

آب , نماد , كویر

 

كویر همواره مفهومی از خشكی و بی آبی را به دنبال داشته است و آب در معماری كویر به عنوان اصلی ترین عنصر حیات بخش مطرح بوده است . در جائیكه تضاد بین خشكی و آب جلوه گر می شود, نگرش مردم نسبت به آب متفاوت از مردم سایر اقلیم ها می باشد.

این نگرش متفاوت زاینده ریشه ها و مفاهیم نمادین است كه همواره تبلوری كالبدی درمعماری كویر داشته است, نظیر جوشگاههای باغ ایرانی كه نمادی از سرچشمه ها می باشد و از این جوشش و حركت آب در دل خاك زندگی و معماری كویر هستی می گیرد. در كویر آب نیست اما هر خطی برخاك یادآور خاطره آب است و مهمترین عامل شكل دهنده به فضای زندگی مردم. مكانیابی شهرها, نظم شبكه معابر, توالی فضاهای باز و بسته مسكونی, امتداد حركت قناتها, تحت تاثیر مقوله آب شكل گرفته است.
مسلم آن است كه جلوه های نمادین آب در معماری كویر یكی از عوامل هدایت كننده فكر معمار در خلق فضا بوده است, فضائی كه به واسطه سوار شدن بر مفاهیم عمیق فكری و معنوی همواره مورد ستایش بوده و زندگی درون خود را حفظ كرده است. امروزه با از دست رفتن این جلوه های نمادین و مفاهیم بنیادین در تفكرات معماری و خالی شدن كانسپتهای طراحی از معنا, فضاهای كالبدی زندگی به رفع نیاز فیزیكی تنزل یافته اند. هدف از این مقاله بازنگری مفاهیم نمادین آب در معماری كویر و تاثیر آن بر زندگی مردم می باشد.
دریافت متن کامل مقاله[ دریافت فایل آب , نماد , كویر ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

هتل هفت ستاره کیش:یادمان معماری شرق

 

این پروژه در ال 1382 در قالب یک مسابقه محدود بین شرکت های معتبری از اروپا و چند شرکت ایرانی برگزار شد . سایت پروژه گل شرق مساحت قابل توجهی از جزیره کیش را به خود اختصاص داده است.
در طرح اولیه ، سایت به هفت قسمت مختلف شامل فعالیت های تفریحی ، خدماتی و گردشگری تقسیم شده است . برگزار کننده مسابقه از شرکت کنندگان خواسته بود تا با انتخاب یکی از قسمتهای تفکیکی ، در مسابقه شرکت کنند . در نهایت با چیدمان موزائیکی طرح های رسیده کل طراحی سایت تکمیل می شد. طرح مهندسان مشاور اثر که هتل هفت ستاره ای را در بر می گرفت به عنوان یکی از طرح های نهایی از طرف کارفرما انتخاب شد .
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل هتل هفت ستاره کیش:یادمان معماری شرق ]
 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : سالنامه مسابقات معماری (کشور کره جنوبی)

 

دانلود کتاب معماری : سالنامه مسابقات معماری (کشور کره جنوبی)

عنوان کتاب : architecture competition annual 2002

نویسنده:

انتشارات:

کد کتاب : ۰۱۶۰۰۱۳۰۳

توضیحات:

سالنامه مسابقات معماری ( کشور کره جنوبی )

-          مسابقات در زمینه عمومی

-          مسابقات دولتی

-          مسابقات در زمینه طراحی ساختمان درمانی

و… مسابقاتی که درطی یکسال در کشور کره جنوبی برگزار شده به همراه برنامه مسابقه ، مساحت ها و طرح های برنده در این کتاب ارائه شده و دیدن شیت ها (صفحات ) ارائه شده توسط شرکت های برنده واقعا ارزشمند است…

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : سالنامه مسابقات معماری (کشور کره جنوبی) 1

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : سالنامه مسابقات معماری (کشور کره جنوبی) 2

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۷۰ مگابایت

فرمت فایل : pdf تصویری

تعداد صفحات : ۳۳۶ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

نگاهی به معماری ایران در دوره پهلوی

 

«نمیتوان حال و گذشته یک میراث فرهنگی را از خود جدا کرد ، ولی این واقعیت را نیز نباید انکار کرد که انسان نمی تواند در بستر سنتها زندگی کند . »  لویی کان: فرهنگ معماری ایران در طی سالهای پایانی حکومت قاجار و دوره پهلوی تا سقوط این دوره ، آنچه ما بر آن معماری معاصر نام نهاده ایم ، تحت تاثیر تجارب معماری غرب دگرگونی بسیار یافت . این دگرگونی در جلوه های زیبایی شناسانه ، نمادهای اجتماعی و مسائل توسعه گرایانه پدیدار است .

از اواخر دوران قاجار ، با سفرهای شاهان ایران به فرنگ ، ایران دستخوش تفکرات غرب گردید . عدم وجود زمینه لازم برای پذیرفتن این تحول ، پیدایش تناقضات و تضادهایی را به دنبال داشت .
دوران معاصر، دوران رویکرد با غرب ، سالهای جنگ و پس از جنگ جهانی دوم ، دوران ملی گرایان و پس از آنها است . پس از طی بحرانهای ناشی از صنعتی شدن و نیز سرمایه گذاریها در سدسازی و نیروگاهای آبی و ساخت شبکه راهها و مخابرات ، رژیم پهلوی تاثیری مستقیم بر مقیاس و ویژگی های فعالیت معماری در کشور به جا نهاد . در دو دهه 1320-1304 ، دولت ایران تعیین کننده سبک معماری بود و برای هماهنگی شکل ظاهری ایران با نمادهای تجددگرایی ، ساخت بناهای شهری برای نخستین بار در دست معماران بیگانه قرار گرفت . این دوران تنها به پیدایش نمادهایی از یک هویت ملی انجامید . ساخت یا بازسازی آرامگاههای شعرا ، نویسندگان ، دانشمندان و قهرمانان ملی و تصاویری دال بر نظام نوین ، ایجاد بناهای کوچک با طرحهای هنرمندانه و اجرای نوین طراحان ایرانی تحصیل کرده پاریس ، ایجاد اولین مدرسه آموزش معماری معاصر ایران در دانشگاه تهران تحت سرپرستی معمار فرانسوی "آندره گدار" با برنامه های آموزشی کلاسیک دانشکده بوزار فرانسه و به دنبال آن تربیت نسلی از معماران فرانسوی ایرانی وساخت بناهای عمومی در مقیاس بزرگ به همراه عملکرد و تکنولوژی ساخت متفاوت آغاز ورود مدرنیسم به ایران است . اما در این زمان عمده فعالیت های ساختمانی در اختیار بخش خصوصی بود . در این دوران واحدهای سکونتی شهری نیز دچار دگرگونی گردید . با عوض شدن شیوه زندگی ،مفهوم و مصداق "خانه" و "سکونت" جای خود را به "واحد مسکونی" و "اسکان" داد . "مدرنیسم در معماری و شهر سازی در آغاز جنگ جهانی اول و پس از آن ، سعی بر تطابق معیارها با اساس تفکر ترقی گرا را داشت . در این دوره بناها به دور از آرایه های پیشین و ظرفیت های هنری و با تکیه بر استفاده از احجام هندسی ساده ساخته می شد و همه اجزا دارای استاندارد بود . اندازه درها و پنجره ها و راهروها وپله ها و پاگردها استاندارد شده و مصالح جدید به خصوص بتن و شیشه و فولاد که کار ساخت بنا را سرعت می بخشید وارد کار شد . انسان به عنوان مدلی برای طراحی مطرح شده و هویت و پیشینه فرهنگ در این مقطع زمانی معنای خود را از دست داد و همه چیز فدای "کار آیی" شد . در این میان نیازهای روحی و روانی و فرهنگی جامعه نادیده گرفته شد ". اما در اروپا روند تغییر سازمان فضایی خانه بر اساس تغییر تدریجی و روابط اجتماعی و با سرعتی کمتر از ایران صورت گرفت و نیز صنعتی شدن و استاندارد شدن در همه جنبه های شیوه زندگی رسوخ کرد . مرحله اول صنعتی شدن در ایران در این دوره آغاز شد . ساخت کارخانه های سیمان ، بلورسازی ، چیت سازی ،اسلحه سازی و کارخانجات دخانیات در اطراف تهران تحولی جدید بود . ساخت ایستگاه راه آهن تهران ، ایجاد موسسات جدید آموزشی نظیر دانشگاه تهران و کاج آمریکایی البرز ، دانشسرای عالی ، سینما ، هتل ، رستوران ، ساخت ساختمانهای متاثر از معماری غربی ، ورود اتومبیل و به دنبال آن ایجاد خیابانهای سنگفرش و آسفالت نیز رهاورد این دوران است.
همچنین اصول اساسی طراحی که قرن ها نیز بر معماری ایران حاکم بود تحت تاثیر مصالح ساختمانی نوین و نیز طراحی های نوین تغییر یافت .
در واقع آنچه در شهرهای ما اتفاق افتاد تعویض به جای ترمیم بود . مداخله به موقع در بافتهای تاریخی برای هماهنگ کردن آنها با پدیده های صنعتی جدید صورت نگرفت . بدنبال افزایش شهرنشینی ، سکونت در ارتفاع (آپارتمان نشینی) و نیز خانه های ردیفی مجاور خیابان نیز رواج یافت و عواملی از قبیل حیاط(به مفهوم معاصر در حد فاصل بنا و شارع) ، پارکینگ ، پیلوتی ، دیوار ، راه پله و راهرو نقشی جدا کننده گرفت . ساخت ویلاها در باغهایی با مساحتهای مختلف نیز جایگزین کوشکهای درون باغی دوران قاجار و قبل از آن شد و ....   

دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل نگاهی به معماری ایران در دوره پهلوی  ]  

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : گروه معماری والده و پیستر

 

دانلود کتاب معماری : گروه معماری والده و پیستر

عنوان کتاب : valode and pister architects

نویسنده:

انتشارات:

کد کتاب : ۰۱۴۶۰۱۲۳۹

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : گروه معماری والده و پیستر 1

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : گروه معماری والده و پیستر 2

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۴۳ مگابایت

فرمت فایل : pdf تصویری

تعداد صفحات : ۲۴۱ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

جای خالی هویت ملی در معماری نماهای شهری

روند شکل گیری نماهای فعلی بافت مرکزی اکثر شهرهای ایران، همزمان با تحولات صورت گرفته در تهران، به ویژه دوره پهلوی اول است که در این دوره ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور متحول می شود.

تهران در آغاز سلطنت پهلوی به همان صورت اواخر عهد قاجار باقی مانده بود. با شروع دوره پهلوی تحولات گسترده ای در تهران به وجود آمد و ساختارهای موجود حاکم بر جامعه تحت تاثیر این دگرگونی ها، قرار گرفت. پیدایش و گسترش نهادهای جدید شهری و تشکیلات اداری، نیازمند ایجاد ساختمان هایی در سطح کشور، به ویژه پایتخت بود. ورود اتومبیل، هر چند قبل از این دوره باعث تغییرات اندکی در شهر ناصری شد اما در این دوره تاثیر اساسی در شکل توسعه شهر گذاشت. ...

 

برای مشاهده ادامه این مطلب روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید .

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

ادامه نوشته

فضاهای معمارانه در آثار هنرمندان معاصر جهان

 

در این مقاله ، به بررسی و تحلیلی آثار دو تن از هنرمندان معاصر جهان می پردازیم که به نوعی با ماهیت معماری در ارتباط هستند . آثار راشل وایت رد فضایی را منجمد می کند که متعلق به حوزۀ معماری است . این فضا عنصر اصلی و بنیادین معماری است که اکنون به دست یک هنرمند مفهومی مومیایی می شود .
او لحظۀ آفرینش و پیدایش فضا را برای ابد ثبت می کند . آما آثار کورنلیا پارکر ریشه در لحظۀ آفرینش و پیدایش فضا دارند . قسمت عمدهای از آثار او بازسازی صحنۀ انفجار عظیم است که برای خلق چنین صحنه ای از فضاهای کیهانی و عالم هستی ایده می گیرد . این گرایش هم سو با جنبش های اخیر معماری است که به فضا های کیهانی توجه دارند .
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل فضاهای معمارانه در آثار هنرمندان معاصر جهان ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

فضایی آرام در معماری مدرن

 

باشگاه رفاهی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی یک مجموعه چند عملکردی است و هدف آن استفاده از اوقات فراغت کاکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز است . این باشگاه در حال ساخت بوده و مکمل بزرگترین مجموعه رفاهی فرهنگی و ورزشی دولتی در منطقه خوش آب و هوای شهر شیراز (پشت حاشیه ای چمران) است.
همچنین اطراف این ساختمان مجموعه ای ورزشی ساخته شده که شامل استخر سرپوشیده ، سالن سرپوشیده ورزشی ، زمین های ورزشی روباز ، زمین فوتبال و دو میدانی است . این مجموعه رفاهی و فرهنگی شامل ؛ رستوران عمومی با خدمات لازم با گنجایش حدود 300نفر برای یک وعده غذا و امکانات خدمانی کامل ، رستوران عقد و عروسی مستقل ، سالن چاپخانه و تلوزیون و کافه تریا ، سالن کنفرانس 200نفره ، سالن سینما 200نفره و کافه تریا و خدمات ویژِه ، سالن کتابخانه و مجلات ، سالن کافی نت ،سالن بیلیارد ، سالن شطرنج و بازی های فکری ، مهمان سرا برای میهمانان ویژه با خدمات لازم ، رستوران تابستانی رو به باغات چمران ،ورودی اصلی و خدمات اداری ، ورودی های مستقل (مهمان سرا،سالن عقد و عروسی ، خدمات موتورخانه ،آشپزخانه) ، خروجی اضطراری سینما ،مجموعه پارکینگ و خدمات دیگر است .
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل فضایی آرام در معماری مدرن ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود انواع قوسهای معماری ایرانی قبل و بعد از اسلام

 

|| فرمت : dwg | سایز : ۴۰ کیلوبایت | نسخه اتوکد ۲۰۰۷ یا بالاتر ||

لینک دانلود

دانلود با لینک مستقیم- 40 کیلوبایت

دانلود با لینک کمکی- 40 کیلوبایت

پسورد: www.naghsh-negar.ir

به نقل از: naghsh-negar.ir

 افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

همایش علمی- منطقه ای " معماری كویر"


بخش عمده ای از كشور ایران كه در كمربند خشك جهان واقع است را مناطقی با شرایط سخت اقلیم گرم و خشك و كویری تشكیل می دهد . بیشتر این مناطق كه با محدودیتهای شدید منابع آبی، پوشش گیاهی و برخی دیگر از قابلیت های طبیعی روبروست، در عین حال در بردارنده بسیاری از سكونتگاههای بسیار كهن و مهم شهری و روستایی نیز هست.
در چنین شرایطی؛ مطالعات انجام شده در معماری، معماری منظر، طراحی شهری و همچنین جغرافیای شهری نیز حاكی از آن است كه در اكثر شهرهای مناطق فوق ، برخی مسائل و بی توجهی ها به جنبه های مرتبط با ویژگیهای بومی و ارزشهای پایدار زیست محیطی وجود دارد.
به رغم تمامی توجهات كنونی، یكی ا ز این مسایل مهم از دیدگاه معماری منظر ؛ وضعیت كیفی مكانهای سبز و سیمای فضاهای باز شهری و زیست بومهای بیابانی در رابطه با شرایط بومی فرهنگی و ابعاد پایداری است . بر این اساس، در این مقاله ضمن معرفی برخی بی توجهی ها به جنبه های كیفی ساخت فضاهای سبز و ویژگی ها ی بومی معماری منظر شهرهای اقلیم گرم و خشك (بویژه مورد ایران ) به ارائه برخی دیدگاههای سازنده در این زمینه خواهیم پرداخت.
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل همایش علمی- منطقه ای " معماری كویر" ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : اسکیس (راندو) با مارکر

 

دانلود کتاب معماری : اسکیس (راندو) با مارکر

عنوان کتاب : sketching with markers

نویسنده:

انتشارات:

کد کتاب : ۰۱۵۷۰۱۳۰۳

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : اسکیس (راندو) با مارکر

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : اسکیس (راندو) با مارکر

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۵۹ مگابایت

فرمت فایل : pdf تصویری

تعداد صفحات : ۱۰۲ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : حسن فتحی، در بستر بین المللی

 

دانلود کتاب معماری : حسن فتحی، در بستر بین المللی

عنوان کتاب : hassan fathy, in the international context

نویسنده: -

انتشارات:

کد کتاب : ۰۱۱۱۰۱۲۱۸

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : حسن فتحی، در بستر بین المللی 1

لینک دانلود ۲( سرور ifile) : حذف شد

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : حسن فتحی، در بستر بین المللی 2

پسورد فایل :  www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۴۲ مگابایت

فرمت فایل : pdf تصویری

تعداد صفحات : ۱۳۷ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : رام پلان در مقابل پلان لیبر… آدولف لوس و لکوربوزیه

 

دانلود کتاب معماری : رام پلان در مقابل پلان لیبر... آدولف لوس و لکوربوزیه

عنوان کتاب : raumplan versus planlibre… adolf loos & lecorbusier

نویسنده: max resselada

انتشارات: rizzoli

کد کتاب : ۰۰۸۷۰۱۲۰۲

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : رام پلان در مقابل پلان لیبر… آدولف لوس و لکوربوزیه 1

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : رام پلان در مقابل پلان لیبر… آدولف لوس و لکوربوزیه 2

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۸۱ مگابایت

فرمت فایل : pdf تصویری

تعداد صفحات : ۹۶ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

طراحی فضاهای نمایشگاهی چالش معماری تکنیک محور و معماری طبیعت محور

 

درخصوص فضاهای نمایشگاهی به نظر می رسد در ابتدا دو مفهوم فضا و نمایش بایستی تعریف شوند .
تعریف فضا امری نسبی است و در جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد . بر طبق فرهنگ لغت آکسفورد تعریف زیادی از فضا وجود دارد . مثلا کیفیت تهی بودن به نحوی که بتوان در آن آزادانه حرکت کرد ( و همچنین ناحیه ای خارج از لایه جو زمین ، جایی که دیگر ستاره ها و سیاره ها قرار دارند ) . از منظر این مقاله ، فضا معمولاً جو یک ماهیت سیال ، روان ، بی ابتدا و انتها ، بی شکل ، مرتبط با زمان و حداقل سه بعدی است که در اطراف کره زمین وجود دارد و به عبارت دیگر کائنات شامل انسان و مخلوقات مادی خداوند در آن غوطه ور شده اند . فضا معمولاً با تقابل و محک زدن با یک ماهیت مادی دارای شکل ، بعد و توده دارای جرم ، ادراک می شود . اما وقتی از احساس و طراحی ادارک فضا در معماری صحبت می کنیم معمولاً با فضای نزدیک و مجاور پوسته زمین سرو کار داریم . دانستن این نکته از آن نظر حائز اهمیت است که رابطه و نسبت فضا و جرم همواره نقش تعیین کننده ای در طراحی معماری و طبیعتاً ساختمان های نمایشگاهی داشته است .

دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

تعامل معماری و انرژی های نو ( پایدار )

 

تحقیقات و اختراعات و بهره گیری از انرژی های مختلف ، از اساسی ترین و مهمترین گام هایی هستند که انسان ها در طول تاریخ در راه پیشرفت جوامع خود برداشته اند . رشد علم و صنعت و فناوری در جهان امروز ، روشهای مختلف استفاده از انرژی را که در دوران قبل از انقلاب صنعتی معمول بود دگرگون کرده و شناخت منابع انرژی های جدید تحولی عظیم در توسعه صنعتی و تکامل اجتماعی بشر به وجود آورد .

 به دلیل ایجاد بحران انرژی در جهان و پایان پذیر بودن منابع انرژی های تجدید ناپذیر و همچنین افزایش آلودگی محیط زیست به دلیل استفاده بی رویه از انرژی فسیلی لزوم استفاده از انرژی های پایدار مخصوصا در بخش ساختمان که 40 درصد از مصرف انرژی را در کشور به خود اختصاص داده است مورد ، توجه قرار گرفته است . با توجه به روند رشد تکنولوژی و مطرح شدن مبحث انرژی های پایدار و کاهش مستمر ذخیره انرژی های تجدید ناپذیر همچنین وجود منابع مناسب انرژی های پایدار (خورشید ،آب ،باد ،بیوگاز ،و... ) در کشور ما معماران می توانند با طراحی معماری مناسب و هماهنگ با اقلیم و با استفاده از الگو های معماری ایرانی که به شیوه های مناسبی از انرژی های پایدار در طراحی معماری بهره گرفته اند و نیز با توجه به تکنولوژی و علم جدید ، فضایی مناسب و با آسایش حرارتی مطلوب به وجود آورند . بنابراین برای رسیدن به این هدف ، تحقیقات وسیع و کاربردی در این مورد ضرورت پیدا می کند .
بنا براین در زمانی که معماری به دنبال راههای جدید برای استفاده از انرژی تجدید پذیر و پاک می باشد ، و در مصرف انرژی های فسیلی (تجدید ناپذیر) احتیاط نموده و در جهت احترام و هماهنگی با محیط زیست قدم بر  می دارد ، این  مقاله بهانه ای است برای بیان اهمیت موضوع و تحقیق و پژوهش و آشنایی با اصول و راهبردهای علمی که دانشجویان و محققان و معماران و عامه ی مردم را به درک عمیق تر مفهوم تعامل معماری با انرژی های نو (پایدار) سوق می دهد و برای آنها این امکان را فراهم می آورد که با بررسی بیشتر به تجزیه و تحلیل شیوه های مناسبی بپردازند که معماران می توانند برای استفاده ی بهتر از منابع انرژی مخصوصا انرژی های نو روشها و ایده های جدیدی را به کار گیرند .

دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

مدرنیته و معماری معاصر ایران

  

استفاده از ابزار فردباوری (راسیونالیسم) روش پیشرفت این نوع تفکر بود و نتیجه عملی این نوع تفکر پیدایش انسان محوری با بینش دنیوی است.نخستین خصوصیت در جوامع مدرن و به تعبیری در معماری مدرن، معادله مدرن سازی برابر با جهش های تکنولوژیکی است. این معادله در کشورهای غیر مدرن به صورت مدرنی سازی برابر با غرب زدگی و این دو برابر با واردات تکنولوژی خود را عیان کرده است. تجربه نشان داده است که این امر به نابودی تمدن های قدرتمند و ارزش های ماندگار کشورهای غیر مدرن منجر می شود.واردات تکنولوژی در جوامع رو به پیشرفت به این دلیل مساله ساز است که این واردات ورود فرهنگ مصرف و کاربرد آنها را به دنبال دارد به گونه ای که نمی توان از اتومبیل استفاده کرد و همچنان در بافت های ارگانیک زیست. ...

 

برای مشاهده ادامه این مطلب روی لینک ادامه مطلب کلیک فرمایید .

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

ادامه نوشته

معماری مساجد ایرانی

 

تصویر غالب در مورد منظور در اینجا مساجد ایرانی است که از تمثیل و نماد پرستشکاه و معبد گرفته شده است که مسلمین آن را صورت میراثی بصری از خود , برای ما بر جای گذاشته اند.همین امر است که هم اندیشی ما را تشکیل می دهد و به ما آگاهی می دهد و مسبب کشف پیامی است ,  کشف پیام مستلزم یافتن رمز است.این رسالت جز با میعاد و میثاق با حکمت و مفهوم ممکن نخواهد بود , امری که جهانگردان ساده تاریخ از عهده آن برنیامده اند.

جانهای هبوط یافته در این دنیا , در سلسله مراتب وجود , به مدد همزادان خود نیاز دارند و در مرتبه عالی متمثل می سازند.به همین سبب است که آن جانها خانه و کالبد خود را ترک کرده و به شهر معنوی هجرت می کنند , زیرا اقبال آن را داشته اند , که به جانب او فرا خوانده شوند ,  پس به راه می افتند تا از جهل به معرفت برسند , از بی معرفتی به عرفان و معرفت دست یابند. و با پیمودن این راه است که روح و معنای مکتوم این مفهوم کشف می شود که جسم و بنا می توانند وجه تمثیلی داشته باشند.در نتیجه همه جا به جاهائی از یک محله به محله ای دیگر , یا از یک محله جغرافیائی به محله ای دیگر , به صورت سیر و سلوک های روحی و معنوی استحاله پیدا می کندکه در عین حال در حکم فتح عالم مثال است; چرا که مکانهای مختلف دارای همان اندازه تجربه های شهودی مختلف است , زیرا هر مکانی به نوعی دارای رسالت شهودی خاص خویش است , مجموعه ای از این مکانها  یک مدینه تمثیلی را تشکیل می دهد.مدینه های تمثیلی با یکدیگر ارتباط دارند.مدینه تمثیلی , چون این جهان و آن جهان را مرتبط می کند , پس هر دو را در سطح عالم برزخ استحاله می بخشد.در همه موارد , آنچه تعیین کننده است هرگز درک حسی و ملموس نیست , بلکه تصویری است که مقدم بر همه دریافت های تجربی است و تنظیم کننده همه آنهاست.تصویر غالب در مورد منظور در اینجا مساجد ایرانی است که از تمثیل و نماد پرستشکاه و معبد گرفته شده است که مسلمین آن را صورت میراثی بصری از خود , برای ما بر جای گذاشته اند.همین امر است که هم اندیشی ما را تشکیل می دهد و به ما آگاهی می دهد و مسبب کشف پیامی است ,  کشف پیام مستلزم یافتن رمز است.این رسالت جز با میعاد و میثاق با حکمت و مفهوم ممکن نخواهد بود , امری که جهانگردان ساده تاریخ از عهده آن برنیامده اند.

دریافت متن کامل مقاله[ دریافت فایل ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

دانلود کتاب معماری : کتاب راهنمای نورپردازی فضای داخلی

 

دانلود کتاب معماری : کتاب راهنمای نورپردازی فضای داخلی

عنوان کتاب : hand book of interior lighting design

نویسنده: rüdiger ganslandt , harald hofmann

انتشارات:

کد کتاب : ۰۰۶۳۰۱۱۱۱

کتاب را از آدرس های زیر دانلود کنید:

لینک دانلود ۱( سرور ۴shared ) : کتاب راهنمای نورپردازی فضای داخلی

لینک دانلود ۲( سرور ifile) : کتاب راهنمای نورپردازی فضای داخلی 1

لینک دانلود ۳( سرور mediafire) : کتاب راهنمای نورپردازی فضای داخلی 2

پسورد فایل : www.memarchitect.com

حجم فایل : حدود ۴ مگابایت

فرمت فایل : pdf واقعی ( با امکان انتخاب متن )

تعداد صفحات : ۲۸۹ صفحه

 

به نقل از: http://www.memarchitect.com

افزودنی تبدیل گچ به سیمان 

الگوهای پایداری در معماری كویری ایران

 

زیست و توسعه پایدار امروزه در محافل علمی جهان همواره مورد بحث و كاوش بوده و نظریات مختلفی از ابعاد گوناگون ارئه گردیده است. قطعاً حفظ منابع طبیعی خدادادی، عدم آلودگی محیط زیست، حداقل مصرف انرژی های فسیلی و هم زیستی با شرایط طبیعی و اقلیمی از طریق تدابیر شهرسازی و معماری از موارد مهم در طراحی و ساخت مجتمع های زیستی بوده و باید مورد توجه و اجرا توسط طراحان و مجریان قرار گیرد. معماری كویری ایران حاوی بسیاری ویژگی های منحصر به فرد است كه ضمن توجه به نیازهای زیبا شناختی با ظرفیت های طبیعی و اكولوژیك بستر خود نیز منطبق است. در واقع این معماری نه تنها از كیفیت های محیط طبیعی خود نكاسته بلكه ماهیت آن را نیز ارتقاء بخشیده است.
تكنیك های به كار رفته در این معماری در واقع بسیاری از مفاهیم نوین در عرصه معماری پایدار را در بر می گیرد. كه در این مقاله به آن پرداخته شده است.
دریافت متن کامل مقاله [ دریافت فایل ]

 

به نقل از: http://www.armanshahr.org

افزودنی تبدیل گچ به سیمان